sympathizes with you
همدردی میکند با شما
sympathizes with them
همدردی میکند با آنها
sympathizes deeply
به طور عمیقی همدردی میکند
sympathizes with us
همدردی میکند با ما
sympathizes greatly
به طور قابل توجهی همدردی میکند
sympathizes fully
به طور کامل همدردی میکند
sympathizes sincerely
صادقانه همدردی میکند
sympathizes openly
به طور آشکارا همدردی میکند
sympathizes quietly
به طور آرام همدردی میکند
sympathizes strongly
به طور قوی همدردی میکند
she sympathizes with people who are struggling.
او با افرادی که دست و پنجه روبروی مشکلات زندگی باز کردهاند همدلی میکند.
the teacher sympathizes with her students' difficulties.
معلم با مشکلات دانشآموزانش همدلی میکند.
he sympathizes deeply with the victims of the disaster.
او عمیقاً با قربانیان فاجعه همدلی میکند.
they sympathize with her decision to leave the job.
آنها با تصمیم او برای ترک شغل همدلی میکنند.
many sympathize with the cause of environmental protection.
بسیاری با هدف حمایت از محیط زیست همدلی میکنند.
she sympathizes with his feelings of loneliness.
او با احساس تنهایی او همدلی میکند.
he sympathizes with those who have lost loved ones.
او با کسانی که عزیزان خود را از دست دادهاند همدلی میکند.
she sympathizes with the challenges faced by single parents.
او با چالشهایی که والدین مجرد با آن روبرو هستند همدلی میکند.
they sympathize with the plight of refugees.
آنها با وضعیت آوارگان همدلی میکنند.
he sympathizes with her struggles in the new city.
او با تلاشهای او در شهر جدید همدلی میکند.
sympathizes with you
همدردی میکند با شما
sympathizes with them
همدردی میکند با آنها
sympathizes deeply
به طور عمیقی همدردی میکند
sympathizes with us
همدردی میکند با ما
sympathizes greatly
به طور قابل توجهی همدردی میکند
sympathizes fully
به طور کامل همدردی میکند
sympathizes sincerely
صادقانه همدردی میکند
sympathizes openly
به طور آشکارا همدردی میکند
sympathizes quietly
به طور آرام همدردی میکند
sympathizes strongly
به طور قوی همدردی میکند
she sympathizes with people who are struggling.
او با افرادی که دست و پنجه روبروی مشکلات زندگی باز کردهاند همدلی میکند.
the teacher sympathizes with her students' difficulties.
معلم با مشکلات دانشآموزانش همدلی میکند.
he sympathizes deeply with the victims of the disaster.
او عمیقاً با قربانیان فاجعه همدلی میکند.
they sympathize with her decision to leave the job.
آنها با تصمیم او برای ترک شغل همدلی میکنند.
many sympathize with the cause of environmental protection.
بسیاری با هدف حمایت از محیط زیست همدلی میکنند.
she sympathizes with his feelings of loneliness.
او با احساس تنهایی او همدلی میکند.
he sympathizes with those who have lost loved ones.
او با کسانی که عزیزان خود را از دست دادهاند همدلی میکند.
she sympathizes with the challenges faced by single parents.
او با چالشهایی که والدین مجرد با آن روبرو هستند همدلی میکند.
they sympathize with the plight of refugees.
آنها با وضعیت آوارگان همدلی میکنند.
he sympathizes with her struggles in the new city.
او با تلاشهای او در شهر جدید همدلی میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید