detests

[ایالات متحده]/dɪˈtɛsts/
[بریتانیا]/dɪˈtɛsts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به شدت بیزار بودن؛ نفرت داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

he detests lies

او دروغ را متنفر است

she detests noise

او سر و صدا را متنفر است

they detest cruelty

آنها از بی‌رحمی متنفرند

john detests spinach

جان تنقلات را متنفر است

maria detests traffic

ماریا از ترافیک متنفر است

he detests waiting

او منتظر ماندن را متنفر است

she detests cold

او سرما را متنفر است

they detest injustice

آنها از بی‌عدالتی متنفرند

he detests failure

او شکست را متنفر است

she detests gossip

او از غیبت متنفر است

جملات نمونه

she detests waking up early in the morning.

او از بیدار شدن زود صبح به شدت بیزار است.

he detests the taste of broccoli.

او از طعم بروکلی بیزار است.

they detest rude behavior in public places.

آنها از رفتار بی ادبانه در مکان های عمومی بیزارند.

my brother detests doing homework every evening.

برادر من از انجام تکالیف هر شب بیزار است.

she detests the sound of loud music.

او از صدای موسیقی بلند بیزار است.

he detests waiting in long lines.

او از انتظار در صف های طولانی بیزار است.

many people detest the idea of waking up to an alarm.

بسیاری از مردم از این ایده که با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شوند بیزارند.

she detests the smell of fish.

او از بوی ماهی بیزار است.

he detests the thought of eating vegetables.

او از فکر خوردن سبزیجات بیزار است.

they detest being late for appointments.

آنها از دیر رسیدن به قرار ملاقات ها بیزارند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید