syndicate

[ایالات متحده]/ˈsɪndɪkət/
[بریتانیا]/ˈsɪndɪkət/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. کنسرسیوم، سازمان تجاری، گروه مالی
vt. & vi. تشکیل کنسرسیوم
vt. فروش مقالات از طریق یک کنسرسیوم روزنامه
Word Forms
جمعsyndicates
شکل سوم شخص مفردsyndicates
صفت یا فعل حال استمراریsyndicating
قسمت سوم فعلsyndicated
زمان گذشتهsyndicated

عبارات و ترکیب‌ها

criminal syndicate

هنجارشکنی جنایی

corporate syndicate

هنجارشکنی شرکتی

underwriting syndicate

هنجارشکنی بیمه

جملات نمونه

large-scale buyouts involving a syndicate of financial institutions.

خرید بزرگ مقیاس با مشارکت یک سندیکای مالی

the loans are syndicated to a group of banks.

وام‌ها به گروهی از بانک‌ها تسهیم شده‌اند.

the stallion was syndicated for a record $5.4 million.

اسب نر به مبلغ 5.4 میلیون دلار رکورددار تسهیم شد.

Two syndicates are bidding for the contract.

دو سندیکا برای قرارداد پیشنهاد می دهند.

The company syndicates cartoons to newspapers across the country.

شرکت کارتون ها را به روزنامه ها در سراسر کشور توزیع می کند.

her cartoon strip is syndicated in 1,400 newspapers worldwide.

نوار کارتونی او در 1400 روزنامه در سراسر جهان توزیع می شود.

An inveterate punster and raconteur, he edited anthologies of humor, short stories, and plays, wrote syndicated newspaper columns, and appeared on the popular television show “What's My Line?

او یک شوخ‌گو و داستان‌گو کهنه کار بود، مجموعه‌هایی از طنز، داستان کوتاه و نمایشنامه ویراست کرد، ستون‌های خبری مشهور را نوشت و در برنامه تلویزیونی محبوب «حدس بزنید چه کسی هستم؟» ظاهر شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید