syndicates

[ایالات متحده]/ˈsɪndɪkeɪts/
[بریتانیا]/ˈsɪndɪkeɪts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع سندیکا؛ گروهی از افراد یا سازمان‌ها که برای ترویج یک منافع مشترک متحد شده‌اند
v. سوم شخص مفرد از سندیکا؛ متحد کردن یا سازماندهی به یک سندیکا؛ فروش مقالات از طریق یک سندیکای روزنامه‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

crime syndicates

گروه‌های جنایی

drug syndicates

گروه‌های مواد مخدر

money syndicates

گروه‌های پول

syndicates operating

گروه‌های در حال فعالیت

syndicates involved

گروه‌های درگیر

syndicates forming

گروه‌های در حال تشکیل

syndicates emerging

گروه‌های نوظهور

syndicates collaborating

گروه‌های در حال همکاری

syndicates competing

گروه‌های در حال رقابت

syndicates dismantled

گروه‌های متلاشی‌شده

جملات نمونه

syndicates often engage in organized crime.

هنجارها اغلب درگیر جنایتکاری سازمان‌یافته می‌شوند.

many syndicates operate in the shadows.

بسیاری از هنجارها در سایه‌ها فعالیت می‌کنند.

the police are cracking down on drug syndicates.

پلیس در حال سرکوب هنجارهای مواد مخدر است.

syndicates can have a significant influence on politics.

هنجارها می‌توانند تأثیر قابل توجهی بر سیاست داشته باشند.

some syndicates are involved in human trafficking.

برخی از هنجارها در قاچاق انسان دست دارند.

financial syndicates control large portions of the market.

هنجارهای مالی بخش بزرگی از بازار را کنترل می‌کنند.

there are many illegal syndicates operating in the city.

بسیاری از هنجارهای غیرقانونی در شهر فعالیت می‌کنند.

syndicates often collaborate to maximize profits.

هنجارها اغلب برای افزایش سود همکاری می‌کنند.

investigators are tracing the money from the syndicates.

تحقیقات‌گران پول حاصل از هنجارها را ردیابی می‌کنند.

some syndicates use violence to maintain control.

برخی از هنجارها برای حفظ کنترل از خشونت استفاده می‌کنند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید