tagged along
همراه آمدن
tagged image
تصویر برچسبدار
tagged with
با برچسب
tagged as
برچسبگذاری شده به عنوان
tagged photo
عکس برچسبدار
tagged friend
دوست برچسبدار
get tagged
برچسبگذاری شود
tagged content
محتوای برچسبدار
tagged data
دادههای برچسبدار
tagged version
نسخه برچسبدار
the detective tagged the suspect in the security footage.
مامور پلیس مظنون را در فیلم امنیتی برچسبگذاری کرد.
i tagged my friend in the photo on social media.
من دوست خود را در عکس در رسانههای اجتماعی برچسبگذاری کردم.
the software allows you to tag files with keywords.
نرمافزار به شما اجازه میدهد فایلها را با کلمات کلیدی برچسبگذاری کنید.
she tagged her location on instagram for her followers.
او موقعیت مکانی خود را در اینستاگرام برای دنبالکنندگانش برچسبگذاری کرد.
the researchers tagged the animals to track their movements.
محققان حیوانات را برای ردیابی حرکاتشان برچسبگذاری کردند.
he tagged his favorite products on the online store.
او محصولات مورد علاقه خود را در فروشگاه آنلاین برچسبگذاری کرد.
the article was tagged as "important" by the editor.
مقاله توسط ویراستار به عنوان "مهم" برچسبگذاری شد.
we tagged the email as "urgent" to prioritize it.
ما ایمیل را به عنوان "فوری" برچسبگذاری کردیم تا آن را در اولویت قرار دهیم.
the system tagged the transaction as fraudulent.
سیستم تراکنش را به عنوان کلاهبرداری برچسبگذاری کرد.
the document was tagged with a confidentiality label.
سند با یک برچسب محرمانگی برچسبگذاری شد.
the user tagged the comment as helpful and left a like.
کاربر نظر را به عنوان مفید برچسبگذاری کرد و یک لایک گذاشت.
tagged along
همراه آمدن
tagged image
تصویر برچسبدار
tagged with
با برچسب
tagged as
برچسبگذاری شده به عنوان
tagged photo
عکس برچسبدار
tagged friend
دوست برچسبدار
get tagged
برچسبگذاری شود
tagged content
محتوای برچسبدار
tagged data
دادههای برچسبدار
tagged version
نسخه برچسبدار
the detective tagged the suspect in the security footage.
مامور پلیس مظنون را در فیلم امنیتی برچسبگذاری کرد.
i tagged my friend in the photo on social media.
من دوست خود را در عکس در رسانههای اجتماعی برچسبگذاری کردم.
the software allows you to tag files with keywords.
نرمافزار به شما اجازه میدهد فایلها را با کلمات کلیدی برچسبگذاری کنید.
she tagged her location on instagram for her followers.
او موقعیت مکانی خود را در اینستاگرام برای دنبالکنندگانش برچسبگذاری کرد.
the researchers tagged the animals to track their movements.
محققان حیوانات را برای ردیابی حرکاتشان برچسبگذاری کردند.
he tagged his favorite products on the online store.
او محصولات مورد علاقه خود را در فروشگاه آنلاین برچسبگذاری کرد.
the article was tagged as "important" by the editor.
مقاله توسط ویراستار به عنوان "مهم" برچسبگذاری شد.
we tagged the email as "urgent" to prioritize it.
ما ایمیل را به عنوان "فوری" برچسبگذاری کردیم تا آن را در اولویت قرار دهیم.
the system tagged the transaction as fraudulent.
سیستم تراکنش را به عنوان کلاهبرداری برچسبگذاری کرد.
the document was tagged with a confidentiality label.
سند با یک برچسب محرمانگی برچسبگذاری شد.
the user tagged the comment as helpful and left a like.
کاربر نظر را به عنوان مفید برچسبگذاری کرد و یک لایک گذاشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید