tallies

[ایالات متحده]/ˈtæliz/
[بریتانیا]/ˈtæliz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. حساب‌ها؛ مسابقات؛ برچسب‌ها برای شمارش
v. محاسبه می‌کند؛ شمارش می‌کند؛ برچسب‌گذاری می‌کند؛ مطابقت می‌دهد

عبارات و ترکیب‌ها

tallies count

شمارش آمار

tallies report

گزارش آمار

tallies update

به‌روزرسانی آمار

tallies sheet

برگه آمار

tallies data

اطلاعات آمار

tallies method

روش آمار

tallies analysis

تجزیه و تحلیل آمار

tallies summary

خلاصه آمار

tallies findings

یافته‌های آمار

tallies review

بررسی آمار

جملات نمونه

the tallies from the election were released yesterday.

نتایج شمارش آرا دیروز منتشر شد.

she kept tallies of all the expenses during the trip.

او تمام هزینه‌ها را در طول سفر ثبت کرد.

the tallies showed a significant increase in voter turnout.

شمارش آرا نشان دهنده افزایش قابل توجه مشارکت رای دهندگان بود.

he tallies the scores after each game.

او امتیازات را بعد از هر بازی جمع آوری می کند.

the accountant tallies the invoices every month.

محاسبه کننده فاکتورها را هر ماه جمع آوری می کند.

we need to compare the tallies from both teams.

ما باید آمار دو تیم را با هم مقایسه کنیم.

the tallies indicated that the project was a success.

شمارش آرا نشان داد که پروژه موفقیت آمیز بود.

he tallies the number of participants at the event.

او تعداد شرکت کنندگان در رویداد را جمع آوری می کند.

after the game, the tallies were displayed on the scoreboard.

پس از بازی، آمارها روی بورد امتیاز نمایش داده شد.

the teacher tallies the attendance every day.

معلم هر روز غیبت ها را جمع آوری می کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید