corresponds

[ایالات متحده]/ˌkɒrɪsˈpɒndz/
[بریتانیا]/ˌkɔːrɪˈspɑːndz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. توافق یا انطباق داشتن؛ معادل یا مشابه بودن؛ از طریق تبادل نامه ها ارتباط برقرار کردن

عبارات و ترکیب‌ها

corresponds to

با آن مطابقت دارد

corresponds with

با آن مطابقت دارد

corresponds directly

به طور مستقیم مطابقت دارد

corresponds accurately

به طور دقیق مطابقت دارد

corresponds perfectly

به طور کامل مطابقت دارد

corresponds closely

به طور نزدیک مطابقت دارد

corresponds well

به خوبی مطابقت دارد

corresponds neatly

به طور مرتب مطابقت دارد

corresponds logically

به طور منطقی مطابقت دارد

corresponds similarly

به طور مشابه مطابقت دارد

جملات نمونه

the data corresponds to the latest research findings.

این داده‌ها با آخرین یافته‌های تحقیقاتی مطابقت دارد.

her attitude corresponds with her actions.

حرف و عمل او با یکدیگر مطابقت دارد.

this figure corresponds to the total sales last year.

این عدد با کل فروش سال گذشته مطابقت دارد.

the color of the paint corresponds to the sample provided.

رنگ رنگ‌آمیزی با نمونه ارائه شده مطابقت دارد.

the schedule corresponds to the project timeline.

برنامه زمانی با جدول زمانی پروژه مطابقت دارد.

his explanation corresponds with the evidence presented.

توضیحات او با شواهد ارائه شده مطابقت دارد.

the results correspond to the expectations set at the beginning.

نتایج با انتظاراتی که در ابتدا تعیین شده بود مطابقت دارد.

the symptoms correspond to those of the flu.

علائم با علائم آنفولانزا مطابقت دارد.

the two theories correspond in many aspects.

این دو نظریه در بسیاری از جنبه‌ها با یکدیگر مطابقت دارند.

the job description corresponds to my skills and experience.

توضیحات شغل با مهارت‌ها و تجربه من مطابقت دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید