tampering

[ایالات متحده]/ˈtæmpə(r)/
[بریتانیا]/ˈtæmpər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. & vi. دستکاری
vi. دخالت به منظور آسیب رساندن
n. دخالت‌گر.
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tamper with evidence

دستکاری مدارک

tamper-resistant seal

حلقه ضد دستکاری

tamper with

دستکاری کردن

tamper proof

ضد دستکاری

جملات نمونه

clear-cut evidence of tampering;

اثبات قاطع دستکاری;

Don't tamper with my feelings.

با احساسات من بازی نکنید.

tried to tamper with the decedent's will; tampering with the timing mechanism of the safe.

سعی کرد با اراده متوفی دستکاری کند؛ دستکاری مکانیسم زمانبندی صندوق.

Two policemen were accused of tampering with the evidence.

دو افسر پلیس به دستکاری مدارک متهم شدند.

he had no business tampering with social services.

او نباید با خدمات اجتماعی دستکاری می‌کرد.

someone tampered with the brakes of my car.

کسی ترمزهای ماشین من را دستکاری کرده است.

tamper with a jury.See Synonyms at interfere

با هیئت منصفه دستکاری کنید.برای یافتن مترادف‌ها، به 'interfere' مراجعه کنید.

The consumer removes a film overwrap, then takes a tamper-evidence tear strip off the top of the sliding door.

مصرف‌کننده یک لایه پوششی را برمی‌دارد، سپس یک نوار پاره‌شدنی ضد تقلب را از بالای درب کشویی جدا می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید