tannic

[ایالات متحده]/'tænɪk/
[بریتانیا]/ˈtænɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حاوی تانن; ناشی از دباغی.

عبارات و ترکیب‌ها

tannic acid

اسید تانیک

جملات نمونه

Red wines are often described as tannic due to their high tannin content.

گوشت قرمز اغلب به دلیل داشتن تانین بالا به عنوان تانیک توصیف می شود.

The tannic structure of the wine gives it a dry mouthfeel.

ساختار تانیک شراب باعث ایجاد حس خشکی در دهان می شود.

Some people find tannic wines too astringent.

برخی افراد طعم تانیک شراب را بیش از حد تلخ می دانند.

Aging in oak barrels can enhance the tannic profile of the wine.

پیری در بشکه های بلوط می تواند پروفایل تانیک شراب را افزایش دهد.

Tannic wines pair well with fatty meats.

شراب های تانیک با گوشت های چرب به خوبی همراه می شوند.

The astringency of tannic wines can be balanced by decanting or aerating.

می توان تلخی شراب های تانیک را با استفاده از دکانت یا هوادهی متعادل کرد.

Tannic teas are known for their bold and robust flavors.

چای های تانیک به دلیل طعم قوی و غنی خود شناخته می شوند.

Blackberries and pomegranates are fruits known for their tannic qualities.

تمشک سیاه و انار میوه هایی هستند که به دلیل داشتن تانین شناخته می شوند.

The tannic nature of certain vegetables like spinach can be reduced by cooking methods.

طبیعت تانیک برخی از سبزیجات مانند اسفناج را می توان با روش های پخت کاهش داد.

Tannic acid is commonly found in plants like oak trees and grape skins.

اسید تانیک معمولاً در گیاهانی مانند درختان بلوط و پوست انگور یافت می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید