tanning

[ایالات متحده]/'tænɪŋ/
[بریتانیا]/'tænɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرایند تبدیل پوست حیوانات به چرم؛ فرایند تیره شدن پوست از طریق قرار گرفتن در معرض خورشید
v. تیره کردن پوست از طریق قرار گرفتن در معرض خورشید؛ تبدیل پوست حیوانات به چرم.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtanning
جمعtannings

عبارات و ترکیب‌ها

tanning bed

تخت برنزه

sunless tanning

کرمی بافت

spray tan

اسپری برنزه

tan lines

خطوط برنزه

tanning lotion

لوسیون برنزه کننده

tanning agent

عامل دباغی

جملات نمونه

slather on some tanning lotion.

کرم ضد آفتاب روی پوست بمالید.

Tanning converts the otherwise perishable skin to a stable and nondecaying material.

دباغی پوست فاسدشدنی را به یک ماده پایدار و غیرقابل تجزیه تبدیل می‌کند.

Dba/ Western Saddlery and Western Hide and Tanning Co.

Dba/ Western Saddlery and Western Hide and Tanning Co.

a manufacturing process; leather dyed during the tanning process.

یک فرآیند تولید؛ چرم رنگ شده در طول فرآیند دباغی.

Pass the tanning by the sun the easy deterioration too of water quality of sunshine, even water very shallow, can because thickness high to look the fish in green algate too.

تابش آفتاب باعث کاهش کیفیت آب می شود، حتی آب بسیار کم عمق، به دلیل ضخامت زیاد برای دیدن ماهی در جلبک سبز.

large genus of tropical American trees that yield a bast fiber used for cordage and bark used in tanning; milky juice yields caoutchouc.

سرده بزرگی از درختان گرمسیری آمریکایی که الیاف پوست درخت را برای طناب و پوست درخت مورد استفاده در دباغی تولید می کند؛ آب شیری باعث تولید کاوتشوت می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید