tarts

[ایالات متحده]/tɑːts/
[بریتانیا]/tɑrts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع شکل تارت؛ یک شیرینی کوچک پر شده با مواد شیرین یا خوشمزه؛ یک زن پرهیزگار یا فریبنده؛ فاحشه؛ زنی که برای پول به فعالیت جنسی می‌پردازد؛ یک زن جوان یا دختر

عبارات و ترکیب‌ها

fruit tarts

تارت‌های میوه‌ای

chocolate tarts

تارت‌های شکلاتی

mini tarts

تارت‌های کوچک

sweet tarts

تارت‌های شیرین

savory tarts

تارت‌های شور

tarts recipe

دستور تهیه تارت

tarts shop

فروشگاه تارت

tarts filling

مواد داخل تارت

tarts crust

پوسته تارت

tarts platter

سینی تارت

جملات نمونه

i love to bake fruit tarts on the weekends.

من عاشق پخت تارت‌های میوه‌ای در آخر هفته‌ها هستم.

she decorated the tarts with fresh berries.

او تارت‌ها را با توت‌های تازه تزئین کرد.

they served mini tarts at the party.

آنها در مهمانی، تارت‌های کوچک سرو کردند.

my favorite dessert is chocolate tarts.

شیرینی مورد علاقه من تارت‌های شکلاتی هستند.

he bought a box of assorted tarts for dessert.

او یک جعبه تارت‌های متنوع برای دسر خرید.

the bakery specializes in making savory tarts.

آن نانوایی در تهیه تارت‌های خوش‌طعم تخصص دارد.

we enjoyed lemon tarts after dinner.

ما از خوردن تارت‌های لیمو بعد از شام لذت بردیم.

she learned how to make tarts from her grandmother.

او طرز تهیه تارت را از مادربزرگش یاد گرفت.

fruit tarts are a popular choice in summer.

تارت‌های میوه در تابستان انتخاب محبوبی هستند.

he brought tarts to share with his colleagues.

او تارت‌ها را برای به اشتراک گذاشتن با همکارانش آورد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید