tauntingly

[ایالات متحده]/'tɔ:ntiŋli/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طرز تحریک‌آمیز یا طعنه‌آمیز

جملات نمونه

She smiled tauntingly at her opponent.

او با تحقیر به حریف خود لبخند زد.

He spoke tauntingly, trying to provoke a reaction.

او با لحنی تحقیرآمیز صحبت کرد و سعی کرد واکنشی را برانگیزد.

The bully taunted him tauntingly in front of the whole class.

ب bully او را در حضور کل کلاس تحقیر کرد.

The cat stared at the mouse tauntingly.

گربه با نگاهی تحقیرآمیز به موش خیره شد.

She tauntingly teased her little brother about his height.

او با لحنی تحقیرآمیز برادر کوچکش را به خاطر قدش مسخره کرد.

The villain laughed tauntingly as he made his escape.

قهرمان منفی در حالی که فرار می کرد با خنده تحقیرآمیزی خندید.

He tauntingly imitated his boss behind his back.

او به طور تحقیرآمیزی از پشت سر رئیس خود تقلید کرد.

The children taunted each other tauntingly on the playground.

کودکان تحقیرآمیز یکدیگر را در زمین بازی مسخره کردند.

She tauntingly challenged him to a race.

او با لحنی تحقیرآمیز او را به مسابقه دعوت کرد.

The enemy soldiers taunted the captured soldiers tauntingly.

سربازان دشمن سربازان اسیر را تحقیرآمیز مسخره کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید