tauromachy

[ایالات متحده]/ˈtɔːrəˌmæki/
[بریتانیا]/ˈtɔːroʊˌmæki/

ترجمه

n. مسابقه یا اجرایی که شامل مبارزه گاوها است؛ یک عمل باستانی گاوبازی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

tauromachy event

جشنواره گاوبازی

tauromachy tradition

رسوم گاوبازی

tauromachy festival

جشنواره گاوبازی

tauromachy culture

فرهنگ گاوبازی

tauromachy performance

اجرای گاوبازی

tauromachy sport

ورزش گاوبازی

tauromachy enthusiasts

علاقمندان گاوبازی

tauromachy history

تاریخچه گاوبازی

tauromachy rules

قوانین گاوبازی

tauromachy arena

فضای گاوبازی

جملات نمونه

the tauromachy event attracted many spectators.

جشنواره گاوبازی بسیاری از تماشاگران را به خود جذب کرد.

in spain, tauromachy is a traditional cultural practice.

در اسپانیا، گاوبازی یک سنت فرهنگی سنتی است.

many people debate the ethics of tauromachy.

بسیاری از مردم در مورد اخلاق گاوبازی بحث می کنند.

tauromachy has a long history in mediterranean countries.

گاوبازی تاریخ طولانی در کشورهای حاشیه دریای مدیترانه دارد.

some view tauromachy as an art form.

برخی گاوبازی را به عنوان یک هنر می بینند.

tauromachy performances often include elaborate costumes.

اجراهای گاوبازی اغلب شامل لباس های مجلل است.

critics argue that tauromachy is cruel to animals.

منتقدان استدلال می کنند که گاوبازی برای حیوانات بی رحم است.

participants in tauromachy must be highly skilled.

شرکت کنندگان در گاوبازی باید بسیار ماهر باشند.

many festivals feature tauromachy as a highlight.

بسیاری از جشنواره ها گاوبازی را به عنوان یک نقطه اوج به نمایش می گذارند.

tauromachy events can be dangerous for both the bull and the matador.

جشنواره های گاوبازی می توانند هم برای گاو و هم برای ماتادور خطرناک باشند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید