taxidermy

[ایالات متحده]/ˈtæksɪˌdɜːmi/
[بریتانیا]/ˈtæksɪˌdɜrmi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. هنر آماده‌سازی، پر کردن و نصب پوست حیوانات
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

taxidermy art

هنر نگهداری اجساد

taxidermy museum

موزه نگهداری اجساد

taxidermy shop

فروشگاه نگهداری اجساد

taxidermy techniques

تکنیک‌های نگهداری اجساد

taxidermy exhibit

نمایشگاه نگهداری اجساد

taxidermy display

نمایش نگهداری اجساد

taxidermy process

فرآیند نگهداری اجساد

taxidermy collection

کلکسیون نگهداری اجساد

taxidermy workshop

کارگاه نگهداری اجساد

taxidermy services

خدمات نگهداری اجساد

جملات نمونه

taxidermy is an art that requires great skill.

تاکسیدرمی هنری است که نیاز به مهارت زیادی دارد.

many museums display taxidermy animals for educational purposes.

بسیاری از موزهها حیوانات تاکسیدرمی را برای اهداف آموزشی به نمایش میگذارند.

he learned taxidermy from a local expert.

او تاکسیدرمی را از یک متخصص محلی آموخت.

taxidermy can help preserve wildlife for future generations.

تاکسیدرمی میتواند به حفظ حیات وحش برای نسل های آینده کمک کند.

she has a collection of taxidermy birds in her home.

او مجموعهای از پرندگان تاکسیدرمی در خانه خود دارد.

taxidermy is often misunderstood as being cruel.

تاکسیدرمی اغلب به اشتباه به عنوان یک عمل خشن درک می شود.

learning taxidermy requires patience and attention to detail.

یادگیری تاکسیدرمی نیاز به صبر و توجه به جزئیات دارد.

some people consider taxidermy a form of art.

برخی افراد تاکسیدرمی را به عنوان یک شکل هنر در نظر میگیرند.

taxidermy can be controversial in discussions about animal rights.

تاکسیدرمی میتواند در بحث درباره حقوق حیوانات بحث برانگیز باشد.

he decided to take a course in taxidermy to enhance his skills.

او تصمیم گرفت برای ارتقای مهارت های خود در یک دوره تاکسیدرمی ثبت نام کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید