taxidermist

[ایالات متحده]/'tæksi,də:mist/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تاکسیدرم‌کار
Word Forms

جملات نمونه

he took the bird to a taxidermist to be stuffed.

او پرنده را به یک متخصص تراریوم‌سازی برد تا স্টাফ شود.

Plot: A guy and four of his friends visit his crippled uncle, a taxidermist who lives with his housekeeper next to a movie set.

خلاصه داستان: یک مرد و چهار دوستش از عمه فلجش، یک متخصص جمع آوری و نگهداری حیوانات که با متصدی خانه اش در کنار یک مجموعه فیلم زندگی می کند، دیدار می کنند.

The taxidermist carefully preserved the animal's hide.

متخصص تراریوم‌سازی پوست حیوان را با دقت حفظ کرد.

The taxidermist skillfully mounted the deer head on the wall.

متخصص تراریوم‌سازی سر گوزن را به طرز ماهرانه روی دیوار نصب کرد.

The taxidermist specializes in creating lifelike animal replicas.

متخصص تراریوم‌سازی در ساختن نمونه‌های جانوری واقعی تخصص دارد.

The taxidermist is known for their attention to detail.

متخصص تراریوم‌سازی به دلیل توجه به جزئیات شناخته شده است.

The taxidermist uses various techniques to preserve animal specimens.

متخصص تراریوم‌سازی از تکنیک‌های مختلف برای حفظ نمونه‌های جانوری استفاده می‌کند.

The taxidermist carefully positions the animal in a natural pose.

متخصص تراریوم‌سازی حیوان را در یک حالت طبیعی به دقت قرار می‌دهد.

The taxidermist studied anatomy to improve their craft.

متخصص تراریوم‌سازی آناتومی را مطالعه کرد تا مهارت خود را بهبود بخشد.

The taxidermist is passionate about wildlife conservation.

متخصص تراریوم‌سازی نسبت به حفاظت از حیات وحش مشتاق است.

The taxidermist takes great pride in their work.

متخصص تراریوم‌سازی به شدت به کار خود افتخار می‌کند.

The taxidermist meticulously cleans and prepares the animal for mounting.

متخصص تراریوم‌سازی حیوان را برای نصب به طور دقیق تمیز و آماده می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید