tear

[ایالات متحده]/tɪə(r)/
[بریتانیا]/tɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. پاره کردن، بیرون کشیدن، آسیب رساندن با کشیدن، به طرز دیوانه‌وار دویدن، اشک ریختن
n. مایع از چشم‌ها، باز شدن یا سوراخ
Word Forms
قسمت سوم فعلtorn
زمان گذشتهtore
جمعtears
صفت یا فعل حال استمراریtearing
شکل سوم شخص مفردtears

عبارات و ترکیب‌ها

tear drops

قطره اشک

tear stains

لکه های اشک

tearful eyes

چشم‌های اشک‌بار

tear ducts

کانال‌های اشک

shed tears

گریستن

in tears

در حال گریه

wear and tear

سایش و پارگی

tear gas

گاز اشک

tear down

تیر انداختن

tear off

پاره کردن

tear strength

مقاومت در برابر پارگی

tear and wear

سایش و پارگی

tear up

پاره کردن

shed a tear

گریه کردن

bitter tears

اشک های تلخ

hot tear

اشک داغ

tear resistance

مقاومت در برابر پارگی

without tears

بدون اشک

tear into

پاره کردن

tear out

بیرون کشیدن

tear drop

قطره اشک

full tear

اشک فراوان

tear tape

نوار چسب

tear away

پاره کردن

جملات نمونه

a hokey tear jerker.

یک فیلم احساسی و مبتذل

tear an argument to shreds

یک استدلال را به شدت رد کنید

be in a tearing hurry

خیلی عجله کنید

tear down an engine.

موتور را از هم باز کنید.

in a tearing hurry.

خیلی عجله کنید.

to tear up the letter

نامه را پاره کنید

to tear up the newspaper

روزنامه را پاره کنید

tears of fury and frustration.

اشک‌های خشم و ناامیدی

there are no tears, no recriminations.

هیچ اشک و سرزنش وجود ندارد.

their tears are a bit synthetic.

اشک های آنها کمی مصنوعی است.

tear down old tenements.

آپارتمان های قدیمی را خراب کنید.

This material tears easily.

این ماده به راحتی پاره می شود.

Tears are secreted by the tear glands.

اشک‌ها توسط غدد اشکی ترشح می‌شوند.

the whole piazza was choky with tear gas.

کل میدان پر از گاز اشک‌آور بود.

tears did fill mine eyes.

اشک‌ها چشمان من را پر کرد.

the film is overladen with tear-jerking moments.

فیلم مملو از لحظات احساس‌برانگیز است.

نمونه‌های واقعی

I try hard to keep back my tears.

من سخت تلاش می‌کنم تا جلوی اشک‌هایم را بگیرم.

منبع: New Horizons College English Third Edition Reading and Writing Course (Volume 1)

I want you to embrace the emotion and embrace the tears.

می‌خواهم شما احساسات را در آغوش بگیرید و اشک‌ها را در آغوش بگیرید.

منبع: Tips for Men's Self-Improvement

Why are my eyes always brimming with tears?

چرا چشمان من همیشه از اشک‌ها لبریز هستند؟

منبع: Selected Literary Poems

Usually brash and confident, he held back tears acknowledging defeat.

معمولاً جسور و با اعتماد به نفس، او در حالی که شکست را پذیرفت، از جاری شدن اشک‌ها جلوگیری کرد.

منبع: NPR News Summary December 2016

The two embraced and shed many tears, recounting stories told to them about their parents.

آن دو در آغوش هم گرفتند و اشک‌های زیادی ریختند، در حالی که داستان‌هایی که به آنها در مورد والدینشان گفته بودند را تعریف می‌کردند.

منبع: CET-6 Listening Past Exam Questions (with Translations)

You can't shed a tear for your dead wife?

شما نمی‌توانید برای همسر مرده‌تان اشک بریزید؟

منبع: Friends Season 6

Moments after resigning, Clinton choke back tears in her goodbye.

بلافاصله پس از استعفا، کلینتون در حال خداحافظی اشک‌هایش را فروخورد.

منبع: NPR News February 2013 Collection

She burst into tears. Tears answered her.

او ناگهان شروع به گریه کرد. اشک‌ها به او پاسخ دادند.

منبع: The machine has stopped operating.

Then the Machine will be torn apart.

سپس ماشین از هم جدا خواهد شد.

منبع: American TV series Person of Interest Season 4

Ionizing radiation tears the cellular structure apart.

تشعشع یونیزه ساختار سلولی را از هم جدا می‌کند.

منبع: CHERNOBYL HBO

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید