technophobic

[ایالات متحده]/ˌtɛk.nəˈfəʊ.bɪk/
[بریتانیا]/ˌtɛk.noʊˈfoʊ.bɪk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا مشخص شده با تکنوفوبیا؛ داشتن ترس از فناوری.

عبارات و ترکیب‌ها

technophobic users

کاربران مبتلا به ترس از فناوری

technophobic employees

کارکنان مبتلا به ترس از فناوری

technophobic customers

مشتریان مبتلا به ترس از فناوری

technophobic elderly

سالمندان مبتلا به ترس از فناوری

technophobic parents

والدین مبتلا به ترس از فناوری

technophobic patients

بیماران مبتلا به ترس از فناوری

technophobic consumers

مصرف کنندگان مبتلا به ترس از فناوری

technophobic workforce

نیروی کار مبتلا به ترس از فناوری

technophobic individuals

افراد مبتلا به ترس از فناوری

technophobic students

دانشجویان مبتلا به ترس از فناوری

جملات نمونه

many elderly people have technophobic attitudes toward smartphones and social media.

بسیاری از افراد سالمند دیدگاه‌های ضد فناوری نسبت به گوشی‌های هوشمند و رسانه‌های اجتماعی دارند.

the technophobic generation struggles to adapt to modern technological advancements.

نسل ضد فناوری در سازگار شدن با پیشرفت‌های فناوری مدرن دچار مشکل می‌شود.

technophobic tendencies are common among those who grew up before the digital age.

ریشه‌های ضد فناوری در افرادی که قبل از عصر دیجیتال بزرگ شده‌اند رایج است.

her technophobic reaction prevented her from using online banking services.

reaksiyon ضد فناوری او باعث شد که از خدمات بانکداری آنلاین استفاده نکند.

technophobic fears often stem from a lack of understanding about technology.

ترس‌های ضد فناوری اغلب از کمبود درک از فناوری ناشی می‌شود.

the technophobic mindset makes some people resistant to learning new software.

ذهن ضد فناوری باعث می‌شود که برخی افراد در یادگیری نرم‌افزارهای جدید مقاومت کنند.

technophobic individuals often prefer traditional methods of communication.

افراد ضد فناوری اغلب روش‌های سنتی ارتباط را ترجیح می‌دهند.

his technophobic behavior was evident when he refused to learn video calling.

رفتار ضد فناوری او وقتی که از یادگیری تماس ویدئویی پشتیبانی نکرد، آشکار شد.

technophobic sentiments have decreased significantly among younger demographics.

احساسات ضد فناوری در جمعیت جوان به طور قابل توجهی کاهش یافته است.

the technophobic grandmother refused to use a tablet for video chats.

مادربزرگ ضد فناوری استفاده از یک جیب‌کارت برای تماس‌های ویدئویی را پذیرفته نکرد.

technophobic employees require patient training and support from their colleagues.

کارمندان ضد فناوری نیاز به آموزش صبورانه و حمایت از همکاران خود دارند.

overcoming technophobic feelings takes time and positive experiences with technology.

پشتیبانی از احساسات ضد فناوری زمان و تجربیات مثبت با فناوری را نیاز دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید