uncomfortable

[ایالات متحده]/ʌn'kʌmf(ə)təb(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'kʌmftəbl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. ایجاد ناراحتی جسمی یا روانی، ناراحت یا غیر راحت.

عبارات و ترکیب‌ها

feeling uncomfortable

احساس ناراحتی

جملات نمونه

I feel uncomfortable in this chair.

من در این صندلی احساس ناراحتی می‌کنم.

I feel uncomfortable with strangers.

من در برابر افراد غریبه احساس ناراحتی می‌کنم.

athlete's foot is a painful and uncomfortable condition.

عرق پا یک وضعیت دردناک و ناراحت کننده است.

The dampness is uncomfortable,not to mention the cold.

تب و رطوبت ناراحت کننده است، به خصوص سرما.

the army was dispirited by the uncomfortable winter conditions.

شرایط زمستانی ناخوشایند، ارتش را ناامید کرد.

he began to feel uncomfortable at the man's hard stare.

او شروع به احساس ناراحتی در مقابل نگاه سنگین مرد کرد.

I find these chairs incredibly uncomfortable.

من این صندلی ها را به طرز باورنکردنی ناراحت کننده می یابم.

Planners seem a little uncomfortable with the current government guidelines.

برنامه‌ریزان کمی در مورد دستورالعمل‌های فعلی دولت احساس ناراحتی می‌کنند.

became uncomfortable when the group therapy session got too touchy-feely.

وقتی جلسه گروهی درمانی بیش از حد احساسی شد، احساس ناراحتی کردند.

Children are sometimes understandably reluctant to wear glasses that are ugly or uncomfortable.

کودکان گاهی اوقات به درستی نمی خواهند عینک هایی که زشت یا ناراحت کننده هستند را بپوشند.

the success of the Green movement has left that rather uncomfortable question hanging in the air.

موفقیت جنبش سبز آن سوال ناراحت کننده را در هوا معلق کرده است.

He was doing his damnedest to make me feel uncomfortable so that I would leave.

او تمام تلاش خود را می کرد تا من را ناراحت کند تا من بروم.

Coverage: inflammation of pudendum, colpitis, xerosis vulva, itching and other uncomfortable symptoms;

پوشش: التهاب دستگاه تناسلی، کولپیت، زردی واژن، خارش و سایر علائم ناخوشایند;

Overtop or much lower both effect the normal eating posture, and possibly cause stomach uncomfortable or indigestive.

بالا یا خیلی پایین هر دو بر حالت غذا خوردن عادی تأثیر می‌گذارند و احتمالاً باعث ناراحتی یا سوء هاضمه معده می‌شوند.

He revived the works of Mahler and Nielsen and programmed such contemporary music, even if he, a dedicated tonalist, was uncomfortable with it.

او آثار ماهلر و نلسن را دوباره زنده کرد و چنین موسیقی معاصر را برنامه ریزی کرد، حتی اگر او که یک تونالیست متعصب بود، با آن راحت نبود.

"He had had a long and uncomfortable trip, for he had been confined to the wooden box for over ten hours."

«او سفری طولانی و ناراحت کننده داشت، زیرا بیش از ده ساعت در جعبه چوبی محصور شده بود.»

In case of contact flush with water immediately.If you feel serious or uncomfortable, please contact the doctor immediately.Wear rubber gloves if your hands contact the deruster in a long time.

در صورت تماس، فوراً با آب بشویید. اگر احساس جدی یا ناراحتی کردید، لطفاً فوراً با پزشک تماس بگیرید. اگر دست های شما برای مدت طولانی با از بین برنده تماس داشتند، دستکش لاستیکی بپوشید.

He revived the works of Mahler and Nielsen and programmed much contemporary music, even if he, a dedicated tonalist, was uncomfortable with it.

او آثار ماهلر و نلسن را دوباره زنده کرد و موسیقی معاصر زیادی را برنامه ریزی کرد، حتی اگر او که یک تونالیست متعصب بود، با آن راحت نبود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید