telephones

[ایالات متحده]/[ˈtelɪfoʊn]/
[بریتانیا]/[ˈtelɪfoʊn]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. 电话;电话;电话;电话线路
v. 打电话

عبارات و ترکیب‌ها

telephones ringing

زنگ خوردن تلفن‌ها

fix telephones

تعمیر تلفن‌ها

new telephones

تلفن‌های جدید

telephones everywhere

تلفن‌ها در همه جا

bought telephones

تلفن‌های خریداری شده

using telephones

استفاده از تلفن‌ها

old telephones

تلفن‌های قدیمی

public telephones

تلفن‌های عمومی

telephones now

تلفن‌ها اکنون

install telephones

نصب تلفن‌ها

جملات نمونه

we need to install a new telephone system in the office.

ما نیاز به نصب یک سیستم تلفن جدید در دفتر داریم.

could you answer the telephones while i'm away?

آیا می‌توانید در زمان غیبت من تلفن‌ها را پاسخ دهید؟

the telephone lines were down for several hours.

خطوط تلفن برای چندین ساعت قطع بودند.

she picked up the telephone and started to dial.

او تلفن را برداشت و شروع به شماره‌گیری کرد.

he left his telephone number on the application form.

او شماره تلفن خود را روی فرم درخواست گذاشت.

the company provides each employee with a telephone.

شرکت به هر کارمند یک تلفن ارائه می‌دهد.

i tried calling him on the telephone, but he wasn't there.

من سعی کردم او را با تلفن تماس بگیرم، اما او آنجا نبود.

the telephone bill was surprisingly high this month.

صورتحساب تلفن این ماه به طور عجیبی بالا بود.

she shouted into the telephone to make herself heard.

او فریاد زد تا در تلفن شنیده شود.

he put the telephone on speaker so everyone could hear.

او تلفن را روی بلندگو گذاشت تا همه بتوانند بشنوند.

the antique telephones are displayed in the museum.

تلفن‌های قدیمی در موزه به نمایش گذاشته شده‌اند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید