televise

[ایالات متحده]/'telɪvaɪz/
[بریتانیا]/'tɛlɪvaɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. از طریق تلویزیون پخش کردن
vi. از طریق تلویزیون پخش شدن
Word Forms
قسمت سوم فعلtelevised
صفت یا فعل حال استمراریtelevising
زمان گذشتهtelevised
شکل سوم شخص مفردtelevises
جمعtelevises

جملات نمونه

the match will be televised live.

مسابقه به صورت زنده از تلویزیون پخش خواهد شد.

a live televised debate between the party leaders.

بحث زنده تلویزیونی بین رهبران احزاب.

It looks as if televised trials are here to stay.

به نظر می رسد که محاکات تلویزیونی اینجا ماندگار شده اند.

The televised interview was distilled from 16 hours of film.

مصاحبه تلویزیونی از 16 ساعت فیلم استخراج شد.

They're so lacking in confidence in the attraction of the games they televise that they feel they have to hype up with some hysterical commentator in order to get anyone to watch them.

آنها آنقدر به جذابیت مسابقاتی که پخش می‌کنند اعتماد ندارند که احساس می‌کنند برای اینکه کسی تماشا کند باید با یک ناظر هیستریک آن را تبلیغ کنند.

نمونه‌های واقعی

Lucy turns on the television " to watch the newscast."

لوسی تلویزیون را روشن می‌کند تا خبرها را تماشا کند.

منبع: Lucy’s Day in ESL

OK. Speeches like that one have been televised since 1947.

باشه. چنین سخنرانی‌هایی از سال 1947 به بعد پخش تلویزیونی شده‌اند.

منبع: CNN Listening Compilation March 2019

I forgot this is being televised. Anyway, take that back.

فراموش کردم که این در حال پخش تلویزیونی است. به هر حال، آن را پس بگیرید.

منبع: Yale University Open Course: European Civilization (Audio Version)

On television and in animation, a win for Asian talent.

در تلویزیون و انیمیشن، پیروزی برای استعداد آسیایی.

منبع: Selected English short passages

But we would be on either a day that wasn't televised.

اما ما در روزی که پخش تلویزیونی نشد، قرار خواهیم داشت.

منبع: VOA Standard English Entertainment

Well, for example, were Parliament to be televised, whether it shouldn't be entrusted to ITV.

خب، به عنوان مثال، اگر پارلمان پخش تلویزیونی می‌شد، آیا نباید به ITV سپرده می‌شد؟

منبع: Yes, Minister Season 3

He was speaking in a televised address.

او در یک سخنرانی تلویزیونی صحبت می‌کرد.

منبع: BBC Listening Compilation January 2021

479. Televisions and telescopes give the visitors visual ability to see the casual casualty.

479. تلویزیون‌ها و تلسکوپ‌ها به بازدیدکنندگان توانایی بصری برای دیدن تلفات اتفاقی را می‌دهند.

منبع: Remember 7000 graduate exam vocabulary in 16 days.

The family uses electricity and has other technologies including a television and clothes washing machine.

خانواده از برق استفاده می‌کند و فناوری‌های دیگری از جمله تلویزیون و ماشین لباسشویی دارد.

منبع: VOA Special English: World

The marriage of son Charles to Lady Diana Spencer in 1981 was televised around the world.

ازدواج پسر چارلز با دیانا اسپنسر در سال 1981 در سراسر جهان به صورت تلویزیونی پخش شد.

منبع: VOA Special September 2022 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید