| جمع | temperances |
their temperance is admirable.
نجابت آنها قابل تحسین است.
practise temperance in diet
ورود در مسیر اعتدال در رژیم غذایی
Temperance is the best physic.
اعتدال بهترین دارو است.
Teetotalers preach temperance for everyone.
متعلقات الکل، اعتدال را برای همه تبلیغ میکنند.
negotiations marked by the temperance of the participants),
مذاکراتی که با اعتدال شرکت کنندگان مشخص شده است،
The old man preached temperance to young people.
مرد مسن به جوانان در مورد اعتدال وعظ کرد.
The temperance league wanted to close all the saloons in town.
جامعه اعتدال میخواست همه سالنها را در شهر ببندد.
their temperance is admirable.
نجابت آنها قابل تحسین است.
practise temperance in diet
ورود در مسیر اعتدال در رژیم غذایی
Temperance is the best physic.
اعتدال بهترین دارو است.
Teetotalers preach temperance for everyone.
متعلقات الکل، اعتدال را برای همه تبلیغ میکنند.
negotiations marked by the temperance of the participants),
مذاکراتی که با اعتدال شرکت کنندگان مشخص شده است،
The old man preached temperance to young people.
مرد مسن به جوانان در مورد اعتدال وعظ کرد.
The temperance league wanted to close all the saloons in town.
جامعه اعتدال میخواست همه سالنها را در شهر ببندد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید