tended

[ایالات متحده]/tɛndɪd/
[بریتانیا]/tɛndɪd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. گذشته و قسمت گذشته tend

عبارات و ترکیب‌ها

tended garden

باغ را آباد کرد

tended bar

بار را مرتب کرد

tended fire

آتش را روشن نگه داشت

tended sheep

از گوسفندان مراقبت کرد

tended wounds

مراقب زخم‌ها شد

tended children

مراقبت از کودکان

tended plants

گیاهان را ازغذا دادن

tended needs

برآورده کردن نیازها

tended lawn

چمن را کوتاه کرد

tended horses

از اسب‌ها مراقبت کرد

جملات نمونه

he tended to his garden every weekend.

او معمولاً هر آخر هفته به باغچه خود رسیدگی می‌کرد.

she tended to the needs of her family.

او معمولاً به نیازهای خانواده‌اش رسیدگی می‌کرد.

the dog tended to follow its owner everywhere.

سگ معمولاً هر جا که صاحبش می‌رفت دنبالش می‌رفت.

they tended to avoid discussing politics.

آنها معمولاً از بحث در مورد سیاست‌ها اجتناب می‌کردند.

he tended to be late for meetings.

او معمولاً دیر به جلسات می‌رسید.

she tended to overthink her decisions.

او معمولاً بیش از حد در مورد تصمیمات خود فکر می‌کرد.

the children tended to play outside after school.

کودکان معمولاً بعد از مدرسه در خارج از منزل بازی می‌کردند.

he tended to forget important dates.

او معمولاً تاریخ‌های مهم را فراموش می‌کرد.

she tended to dress conservatively for work.

او معمولاً به طور محافظه‌کارانه لباس می‌پوشید.

they tended to stick together during tough times.

آنها معمولاً در زمان‌های سخت کنار هم می‌ماندند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید