tended garden
باغ را آباد کرد
tended bar
بار را مرتب کرد
tended fire
آتش را روشن نگه داشت
tended sheep
از گوسفندان مراقبت کرد
tended wounds
مراقب زخمها شد
tended children
مراقبت از کودکان
tended plants
گیاهان را ازغذا دادن
tended needs
برآورده کردن نیازها
tended lawn
چمن را کوتاه کرد
tended horses
از اسبها مراقبت کرد
he tended to his garden every weekend.
او معمولاً هر آخر هفته به باغچه خود رسیدگی میکرد.
she tended to the needs of her family.
او معمولاً به نیازهای خانوادهاش رسیدگی میکرد.
the dog tended to follow its owner everywhere.
سگ معمولاً هر جا که صاحبش میرفت دنبالش میرفت.
they tended to avoid discussing politics.
آنها معمولاً از بحث در مورد سیاستها اجتناب میکردند.
he tended to be late for meetings.
او معمولاً دیر به جلسات میرسید.
she tended to overthink her decisions.
او معمولاً بیش از حد در مورد تصمیمات خود فکر میکرد.
the children tended to play outside after school.
کودکان معمولاً بعد از مدرسه در خارج از منزل بازی میکردند.
he tended to forget important dates.
او معمولاً تاریخهای مهم را فراموش میکرد.
she tended to dress conservatively for work.
او معمولاً به طور محافظهکارانه لباس میپوشید.
they tended to stick together during tough times.
آنها معمولاً در زمانهای سخت کنار هم میماندند.
tended garden
باغ را آباد کرد
tended bar
بار را مرتب کرد
tended fire
آتش را روشن نگه داشت
tended sheep
از گوسفندان مراقبت کرد
tended wounds
مراقب زخمها شد
tended children
مراقبت از کودکان
tended plants
گیاهان را ازغذا دادن
tended needs
برآورده کردن نیازها
tended lawn
چمن را کوتاه کرد
tended horses
از اسبها مراقبت کرد
he tended to his garden every weekend.
او معمولاً هر آخر هفته به باغچه خود رسیدگی میکرد.
she tended to the needs of her family.
او معمولاً به نیازهای خانوادهاش رسیدگی میکرد.
the dog tended to follow its owner everywhere.
سگ معمولاً هر جا که صاحبش میرفت دنبالش میرفت.
they tended to avoid discussing politics.
آنها معمولاً از بحث در مورد سیاستها اجتناب میکردند.
he tended to be late for meetings.
او معمولاً دیر به جلسات میرسید.
she tended to overthink her decisions.
او معمولاً بیش از حد در مورد تصمیمات خود فکر میکرد.
the children tended to play outside after school.
کودکان معمولاً بعد از مدرسه در خارج از منزل بازی میکردند.
he tended to forget important dates.
او معمولاً تاریخهای مهم را فراموش میکرد.
she tended to dress conservatively for work.
او معمولاً به طور محافظهکارانه لباس میپوشید.
they tended to stick together during tough times.
آنها معمولاً در زمانهای سخت کنار هم میماندند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید