grilled tenderloins
سینه گوساله گریل شده
beef tenderloins
سینه گوساله
pork tenderloins
سینه گوشت خوک
marinated tenderloins
سینه گوساله مارین شده
tenderloins recipe
دستور تهیه سینه گوساله
pan-seared tenderloins
سینه گوساله سرخ شده در تابه
stuffed tenderloins
سینه گوساله پر شده
tenderloins sauce
سس سینه گوساله
roasted tenderloins
سینه گوساله کبابی
tenderloins dish
غذا با سینه گوساله
we marinated the tenderloins overnight for extra flavor.
ما گوشتهای دندریلوین را برای طعم بیشتر یک شبهه خواباندیم.
the chef grilled the tenderloins to perfection.
سرآشپز گوشتهای دندریلوین را به طور کامل گریل کرد.
she served the tenderloins with a side of vegetables.
او گوشتهای دندریلوین را با یک طرفدار سبزیجات سرو کرد.
he prefers beef tenderloins over other cuts of meat.
او ترجیح میدهد گوشت دندریلوین را نسبت به برشهای دیگر گوشت.
we ordered tenderloins at the restaurant last night.
ما شب گذشته گوشت دندریلوین را در رستوران سفارش دادیم.
the tenderloins were juicy and full of flavor.
گوشتهای دندریلوین آبدار و پر از طعم بودند.
cooking tenderloins requires careful attention to temperature.
پختن گوشت دندریلوین نیاز به توجه دقیق به دما دارد.
she seasoned the tenderloins with garlic and herbs.
او گوشتهای دندریلوین را با سیر و گیاهان مزهدار کرد.
for a special occasion, we decided to make tenderloins.
برای یک مناسبت خاص، تصمیم گرفتیم گوشت دندریلوین درست کنیم.
he sliced the tenderloins thinly for the dish.
او گوشتهای دندریلوین را برای غذا نازک برش زد.
grilled tenderloins
سینه گوساله گریل شده
beef tenderloins
سینه گوساله
pork tenderloins
سینه گوشت خوک
marinated tenderloins
سینه گوساله مارین شده
tenderloins recipe
دستور تهیه سینه گوساله
pan-seared tenderloins
سینه گوساله سرخ شده در تابه
stuffed tenderloins
سینه گوساله پر شده
tenderloins sauce
سس سینه گوساله
roasted tenderloins
سینه گوساله کبابی
tenderloins dish
غذا با سینه گوساله
we marinated the tenderloins overnight for extra flavor.
ما گوشتهای دندریلوین را برای طعم بیشتر یک شبهه خواباندیم.
the chef grilled the tenderloins to perfection.
سرآشپز گوشتهای دندریلوین را به طور کامل گریل کرد.
she served the tenderloins with a side of vegetables.
او گوشتهای دندریلوین را با یک طرفدار سبزیجات سرو کرد.
he prefers beef tenderloins over other cuts of meat.
او ترجیح میدهد گوشت دندریلوین را نسبت به برشهای دیگر گوشت.
we ordered tenderloins at the restaurant last night.
ما شب گذشته گوشت دندریلوین را در رستوران سفارش دادیم.
the tenderloins were juicy and full of flavor.
گوشتهای دندریلوین آبدار و پر از طعم بودند.
cooking tenderloins requires careful attention to temperature.
پختن گوشت دندریلوین نیاز به توجه دقیق به دما دارد.
she seasoned the tenderloins with garlic and herbs.
او گوشتهای دندریلوین را با سیر و گیاهان مزهدار کرد.
for a special occasion, we decided to make tenderloins.
برای یک مناسبت خاص، تصمیم گرفتیم گوشت دندریلوین درست کنیم.
he sliced the tenderloins thinly for the dish.
او گوشتهای دندریلوین را برای غذا نازک برش زد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید