tenderloins

[ایالات متحده]/ˈtɛndəˌlɔɪnz/
[بریتانیا]/ˈtɛndərˌlɔɪnz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. گوشت لاغر از پشت یک حیوان، که معمولاً در پخت و پز استفاده می‌شود؛ گوشت نرم مرغ

عبارات و ترکیب‌ها

grilled tenderloins

سینه گوساله گریل شده

beef tenderloins

سینه گوساله

pork tenderloins

سینه گوشت خوک

marinated tenderloins

سینه گوساله مارین شده

tenderloins recipe

دستور تهیه سینه گوساله

pan-seared tenderloins

سینه گوساله سرخ شده در تابه

stuffed tenderloins

سینه گوساله پر شده

tenderloins sauce

سس سینه گوساله

roasted tenderloins

سینه گوساله کبابی

tenderloins dish

غذا با سینه گوساله

جملات نمونه

we marinated the tenderloins overnight for extra flavor.

ما گوشت‌های دندریلوین را برای طعم بیشتر یک شبهه خواباندیم.

the chef grilled the tenderloins to perfection.

سرآشپز گوشت‌های دندریلوین را به طور کامل گریل کرد.

she served the tenderloins with a side of vegetables.

او گوشت‌های دندریلوین را با یک طرفدار سبزیجات سرو کرد.

he prefers beef tenderloins over other cuts of meat.

او ترجیح می‌دهد گوشت دندریلوین را نسبت به برش‌های دیگر گوشت.

we ordered tenderloins at the restaurant last night.

ما شب گذشته گوشت دندریلوین را در رستوران سفارش دادیم.

the tenderloins were juicy and full of flavor.

گوشت‌های دندریلوین آبدار و پر از طعم بودند.

cooking tenderloins requires careful attention to temperature.

پختن گوشت دندریلوین نیاز به توجه دقیق به دما دارد.

she seasoned the tenderloins with garlic and herbs.

او گوشت‌های دندریلوین را با سیر و گیاهان مزه‌دار کرد.

for a special occasion, we decided to make tenderloins.

برای یک مناسبت خاص، تصمیم گرفتیم گوشت دندریلوین درست کنیم.

he sliced the tenderloins thinly for the dish.

او گوشت‌های دندریلوین را برای غذا نازک برش زد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید