filets

[ایالات متحده]/[ˈfɪleɪ]/
[بریتانیا]/[ˈfɪleɪ]/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک قطعه گوشت نازک و دراز، معمولاً از ماهی یا طیور.
v. گوشت را به قطعات نازک و دراز کردن؛ (در مورد یک ابزار) سطح را با یک فایل صیقل دادن.

عبارات و ترکیب‌ها

filets mignon

فیلیت میگن

sear filets

سیر فیلیت

filets with sauce

فیلیت با سس

grilling filets

شیش میگن

fileted fish

میگن ماهی

fileting salmon

میگن سالمون

serve filets

سرو کردن میگن

prepare filets

آماده سازی میگن

pan-fried filets

فیلیت سرخ شده

fileted chicken

میگن گوشت مرغ

جملات نمونه

i seared the salmon filets until golden brown.

ما ماهی سالمون را تا زمانی که طلایی شد سرخ کردیم.

she carefully seasoned the chicken filets with herbs.

او ماهی گوشتی را با عصاره گیاهان به دقت مخلوط کرد.

the restaurant specializes in grilled beef filets.

این رستوران در تهیه گوشت گوسفند سرخ شده تخصص دارد.

we purchased fresh cod filets from the fish market.

ما ماهی گوشتی تازه را از بازار ماهی خریدیم.

he wrapped the sole filets in bacon before baking.

او ماهی سول را قبل از پеченه در گوشت سیاه گوسفند پیچید.

the recipe called for pan-fried tilapia filets.

این دستور پختن ماهی تیلیپیا در چرخه گریل را می خواست.

she gently poached the delicate bass filets.

او ماهی باس حساس را با آرامش در آب جوش نرم کرد.

they served the swordfish filets with lemon butter sauce.

آنها ماهی شمشیری را با سس نانوایی لیمویی سرو کردند.

the chef expertly prepared the tuna filets sushi-style.

شکیف با مهارت ماهی تونا را به سبک سوشی آماده کرد.

he marinated the swordfish filets in a citrus glaze.

او ماهی شمشیری را در یک لیکر سیتروسی نمک زد.

she froze the extra salmon filets for later use.

او ماهی سالمون اضافی را برای استفاده بعدی فریز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید