tendons

[ایالات متحده]/ˈtɛndənz/
[بریتانیا]/ˈtɛndənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. جمع تاندون؛ بافت همبند فیبری که عضله را به استخوان متصل می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

tendons injury

آسیب تاندون

tendons repair

ترمیم تاندون

tendons stretching

کششی تاندون

tendons inflammation

التهاب تاندون

tendons pain

درد تاندون

tendons strengthening

تقویت تاندون

tendons healing

بهبودی تاندون

tendons rupture

پارگی تاندون

tendons function

عملکرد تاندون

tendons assessment

ارزیابی تاندون

جملات نمونه

injuries to tendons can take a long time to heal.

آسیب به تاندون ها ممکن است زمان زیادی طول بکشد تا بهبود یابد.

stretching helps maintain the flexibility of your tendons.

کشیدن به حفظ انعطاف پذیری تاندون های شما کمک می کند.

tendons connect muscles to bones in the human body.

تاندون ها عضلات را به استخوان ها در بدن انسان متصل می کنند.

chronic inflammation can affect the tendons.

التهاب مزمن می تواند بر تاندون ها تأثیر بگذارد.

physical therapy can strengthen weak tendons.

فیزیوتراپی می تواند تاندون های ضعیف را تقویت کند.

ruptured tendons often require surgical intervention.

پارگی تاندون ها اغلب نیاز به جراحی دارد.

proper warm-up exercises are essential for tendon health.

تمرینات گرم کردن مناسب برای سلامت تاندون ها ضروری است.

a diet rich in collagen can benefit your tendons.

رژیم غذایی غنی از کلاژن می تواند به نفع تاندون های شما باشد.

overuse injuries often involve the tendons.

آسیب های ناشی از استفاده بیش از حد اغلب شامل تاندون ها می شود.

understanding tendon anatomy is important for athletes.

درک آناتومی تاندون برای ورزشکاران مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید