tenet

[ایالات متحده]/ˈtenɪt/
[بریتانیا]/ˈtenɪt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. اصل، باور، دکترین، دگما
Word Forms
جمعtenets

عبارات و ترکیب‌ها

basic tenet

قاعده اساسی

core tenet

قاعده اصلی

fundamental tenet

قاعده اساسی

primary tenet

قاعده اصلی

key tenet

قاعده کلیدی

company tenet

قاعده شرکت

جملات نمونه

This is a basic tenet of capitalism.

این یک اصل اساسی سرمایه‌داری است.

tenets of Judaic law.

اصول قانون یهود

the tenets of classical liberalism.

اصول لیبرالیسم کلاسیک

accept the tenets of the Episcopalian faith.

پذیرش اصول ایمان اپیسکوپالی.

hew to the tenets of one's political party

عمل بر اساس اصول حزب سیاسی خود

experimentation, one of the tenets of the physical sciences.

آزمایش، یکی از اصول علوم فیزیک.

Make full use of wastrels, Depurate the environment" is the tenet we stick to.

از افراد هدر رفته به نحو احسن استفاده کنید، محیط زیست را پاکسازی کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید