terra-cotta

[ایالات متحده]/ˌter.əˈkɒt.ə/
[بریتانیا]/ˌter.əˈkɑː.t̬ə/

ترجمه

n. خشت پخته برای ساخت ظروف سفالی و مصالح ساختمانی؛ رنگ قهوه‌ای نارنجی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

terra-cotta pot

گلدان سفال

terra-cotta army

ارتش سفال

terra-cotta color

رنگ سفال

terra-cotta tiles

کاشی‌های سفال

terra-cotta ornament

زینت سفال

terra-cotta sculpture

مجسمه سفال

terra-cotta roof

سقف سفال

terra-cotta vase

گلدان سفال

terra-cotta finish

پوشش سفال

terra-cotta surface

سطح سفال

جملات نمونه

the museum displayed a collection of ancient terra-cotta warriors.

موزه مجموعه‌ای از سربازان خاک رس باستانی را به نمایش گذاشت.

she admired the intricate details of the terra-cotta pot.

او به جزئیات پیچیده گلدان خاک رس علاقه داشت.

the terra-cotta roof tiles gave the house a rustic charm.

کف‌پوش‌های خاک رس خانه را جذابیت روستایی بخشید.

he carefully brushed the dirt off the terra-cotta figurine.

او با دقت خاک را از روی مجسمه خاک رس پاک کرد.

the terra-cotta sculpture was a highlight of the exhibition.

مجسمه خاک رس یکی از نقاط برجسته نمایشگاه بود.

they found fragments of terra-cotta pottery during the excavation.

آنها قطعاتی از سفال خاک رس را در حین کاوش کشف کردند.

the terra-cotta army was a remarkable archaeological find.

ارتش خاک رس یک کشف باستان‌شناسی قابل توجه بود.

she bought a beautiful terra-cotta vase at the market.

او یک گلدان خاک رس زیبا از بازار خرید.

the terra-cotta lamps cast a warm, inviting glow.

چراغ‌های خاک رس درخششی گرم و دلپذیر ایجاد می‌کردند.

the artist used terra-cotta clay to create the sculpture.

هنرمند از خاک رس خاک رس برای ساخت مجسمه استفاده کرد.

the terra-cotta shards revealed clues about the ancient civilization.

تکه‌های خاک رس سرنخ‌هایی در مورد تمدن باستانی آشکار کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید