terrace

[ایالات متحده]/ˈterəs/
[بریتانیا]/ˈterəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک منطقه مسطح در خارج از خانه، اغلب با دیواری در اطراف آن، یا ردیفی از خانه‌ها که توسط باغ‌های پشتی‌شان به هم متصل شده‌اند.
vt. به یک تراس تبدیل کردن، به پله‌ها تبدیل کردن.
vi. به شکل پله‌ها یا یک تراس درآوردن.
adj. دارای ساختار لایه‌ای.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریterracing
قسمت سوم فعلterraced
زمان گذشتهterraced
شکل سوم شخص مفردterraces
جمعterraces

عبارات و ترکیب‌ها

rooftop terrace

حیاط پشت‌بام

outdoor terrace

تراس روباز

restaurant terrace

تراس رستوران

private terrace

تراس خصوصی

balcony terrace

تراس بالکن

roof terrace

تراس پشت‌بام

garden terrace

تراس باغ

جملات نمونه

We sat on the terrace in the evening.

ما در غروب شب روی ایوان نشستیم.

the rooftop terrace affords beautiful views.

تراس پشت‌بام چشم‌اندازهای زیبایی را ارائه می‌دهد.

they tripped up the terrace steps.

آنها روی پله‌های ایوان زمین خوردند.

They made a terraced garden.

آنها یک باغ پلکانی ساختند.

tiers of terraced fields

سطوح مزارع پلکانی

the terrace was perfect for languid days in the Italian sun.

تراس برای روزهای آرام و بی‌حوصله در آفتاب ایتالیا عالی بود.

Buzz could see Clare sunning herself on the terrace below.

باز می‌توانست کلر را در حالی که روی ایوان پایین آفتاب می‌گرفت، ببیند.

she trenched the terrace to a depth of 6 feet.

او در عمق 6 فوتی، ایوان را حفر کرد.

Independent movably operating terrace system;

سیستم مستقل و متحرک ایوان;

terraces that are stepped along the hillside.

تراس‌هایی که در امتداد تپه‌ها پلکانی هستند.

Do you wish to sit at a table on the terrace?

آیا می‌خواهید روی ایوان پشت میز بنشینید؟

turning a hillside into a series of ascending terraces for farming.

تبدیل یک تپه به یک سری تراس‌های صعودی برای کشاورزی.

The dining-room opens onto a paved terrace.

اتاق غذاخوری به یک ایوان سنگفرش شده باز می شود.

It was one of those cafes with a terrace where you can sit and watch the world go by.

این یکی از آن کافه‌ها با یک تراس بود که می‌توانید بنشینید و تماشا کنید که دنیا می‌گذرد.

the restrained fronts of the terraced houses only hinted at the wealth within.

نمای محدود خانه‌های پلکانی فقط به ثروت درون اشاره می‌کرد.

A modern building offering a roof terrace, gym and launderette;only minutes from shops and the Gaslight Quarter.

یک ساختمان مدرن با سقف تراس، باشگاه ورزشی و خشکشویی؛ تنها چند دقیقه تا مغازه‌ها و منطقه گازلایت.

The fifth floor of the hotel will feature a landscaped roof garden including an outdoor heated swimming pool, a terrace and Jacuzzi with sundeck.

طبقه پنجم هتل دارای یک باغ بام با منظره، شامل یک استخر گرم روباز، یک ایوان و جکوزی با عرشه خورشید خواهد بود.

This research discovered that soil pondage of level terrace were less than fallow sloping filed because of crops’ absorbing and using, and evaporation.

این تحقیق نشان داد که نگهداری آب در خاک تراس‌های هموار کمتر از زمین‌های شیب‌دار و غیر کشت شده به دلیل جذب و استفاده از آب توسط محصولات و تبخیر است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید