terrene

[ایالات متحده]/təˈriːn/
[بریتانیا]/təˈrin/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به زمین یا خشکی
n. زمین؛ خشکی

عبارات و ترکیب‌ها

terrene beauty

زیبایی زمینی

terrene existence

وجود زمینی

terrene life

زندگی زمینی

terrene realm

جهان زمینی

terrene nature

طبیعت زمینی

terrene pleasure

لذت زمینی

terrene concerns

نگرانی‌های زمینی

terrene values

ارزش‌های زمینی

terrene world

جهان زمینی

terrene joys

شادی‌های زمینی

جملات نمونه

the terrene landscape was breathtaking.

مناظر زمینی نفس‌گیر بود.

he prefers terrene activities over those in the water.

او ترجیح می‌دهد فعالیت‌های زمینی را نسبت به فعالیت‌های آبی انجام دهد.

her terrene perspective helped ground the discussion.

دیدگاه زمینی او به زمینه‌سازی برای بحث کمک کرد.

they explored the terrene environment during their hike.

آنها در طول پیاده‌روی خود محیط زمینی را کاوش کردند.

the terrene elements of the artwork were striking.

عناصر زمینی اثر هنری چشمگیر بودند.

his terrene concerns often overshadowed his dreams.

نگرانی‌های زمینی او اغلب بر رویاهایش غلبه می‌کرد.

understanding terrene ecosystems is crucial for conservation.

درک اکوسیستم‌های زمینی برای حفظ محیط زیست بسیار مهم است.

the terrene climate can vary greatly from region to region.

آب و هوای زمینی می‌تواند به طور قابل توجهی از منطقه به منطقه متفاوت باشد.

she has a deep appreciation for terrene cultures.

او قدردانی عمیقی از فرهنگ‌های زمینی دارد.

his terrene lifestyle reflects his values.

سبک زندگی زمینی او منعکس کننده ارزش‌های او است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید