terricolous

[ایالات متحده]/ˌtɛrɪˈkɒləs/
[بریتانیا]/ˌtɛrɪˈkɑːləs/

ترجمه

adj. زندگی بر روی زمین

عبارات و ترکیب‌ها

terricolous species

گونه‌های زمینی

terricolous organisms

ارگانیسم‌های زمینی

terricolous habitats

زیستگاه‌های زمینی

terricolous fauna

جانوران زمینی

terricolous flora

گیاهان زمینی

terricolous insects

حشرات زمینی

terricolous ecosystems

اکوسیستم‌های زمینی

terricolous communities

اجتماع زمینی

terricolous microorganisms

میکروارگانیسم‌های زمینی

terricolous plants

گیاهان زمینی

جملات نمونه

the terricolous species thrive in moist soil.

گونه‌های تریکولوس در خاک مرطوب رشد می‌کنند.

many terricolous organisms play a vital role in the ecosystem.

بسیاری از موجودات تریکولوس نقش حیاتی در اکوسیستم ایفا می‌کنند.

researchers study terricolous plants for their unique adaptations.

محققان سازگاری‌های منحصربه‌فرد گیاهان تریکولوس را مطالعه می‌کنند.

the terricolous habitat is rich in biodiversity.

زیستگاه تریکولوس غنی از تنوع زیستی است.

terricolous fungi help decompose organic matter.

قارچ‌های تریکولوس به تجزیه مواد آلی کمک می‌کنند.

some terricolous insects are essential for soil health.

برخی از حشرات تریکولوس برای سلامت خاک ضروری هستند.

terricolous mosses can retain moisture effectively.

سرخس‌های تریکولوس می‌توانند به طور موثر رطوبت را حفظ کنند.

understanding terricolous ecosystems can aid conservation efforts.

درک اکوسیستم‌های تریکولوس می‌تواند به تلاش‌های حفاظتی کمک کند.

the terricolous environment supports various life forms.

محیط زیست تریکولوس از اشکال مختلف زندگی پشتیبانی می‌کند.

terricolous species often face threats from habitat loss.

گونه‌های تریکولوس اغلب با تهدیدات ناشی از از دست دادن زیستگاه مواجه هستند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید