aerial

[ایالات متحده]/ˈeəriəl/
[بریتانیا]/ˈeriəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مربوط به یا موجود در هوا، یا معلق در هوا
n. آنتن
Word Forms
جمعaerials

عبارات و ترکیب‌ها

aerial photography

عکاسی هوایی

aerial view

نمای هوایی

aerial survey

بررسی هوایی

aerial acrobatics

آکروباتیک هوایی

aerial drone

پهپاد

aerial perspective

زاویه دید هوایی

aerial surveillance

نظارت هوایی

aerial maneuvers

حرکات هوایی

aerial filming

فیلمبرداری هوایی

aerial combat

نبرد هوایی

aerial photograph

عکس هوایی

aerial camera

دوربین هوایی

aerial photogrammetry

فتوگرامتری هوایی

aerial part

قطعه هوایی

aerial ropeway

تراموای هوایی

جملات نمونه

an intrepid aerial adventurer.

یک ماجراجوی هوایی جسور

a panoptic aerial view.

یک نمای هوایی پانوراما

aerial bombardment of civilian targets.

بمباران هوایی اهداف غیرنظامی

an aerial view of the military earthworks.

یک نمای هوایی از استحکامات نظامی

traction wirerope for aerial tramway

سیم بکسل کششی برای تله کابین هوایی

a panoptic aerial photograph of the missile base;

یک عکس هوایی پانوراما از پایگاه موشکی;

flocks of waders often perform aerial evolutions.

گله‌هایی از پرندگان آبزی اغلب حرکات هوایی انجام می‌دهند.

Aerial pollution is a problem that should be solved quickly.

آلودگی هوایی مشکلی است که باید به سرعت حل شود.

radio aerials snagged on bushes and branches.

آنتن‌های رادیویی که در بوته‌ها و شاخه‌ها گیر کرده‌اند.

the flight involved a detailed aerial survey of military bases.

این پرواز شامل یک بررسی هوایی دقیق از پایگاه‌های نظامی بود.

He climbed up to the roof to adjust the aerial for a better reception.

او برای دریافت بهتر، به پشت بام رفت تا آنتن را تنظیم کند.

An aerial photograph of the field shows clearly where the buildings were.

یک عکس هوایی از زمین به وضوح نشان می‌دهد که ساختمان‌ها کجا بودند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید