| قسمت سوم فعل | textured |
rough textured
بافت زبر
smooth textured
بافت صاف
soft textured
بافت نرم
textured yarn
نخ بافتدار
textured surface
سطح بافتدار
wallcoverings which create a textured finish.
پوششهای دیواری که بافت دار ایجاد میکنند.
if someone is comping chord changes, there are more textured harmonies.
اگر کسی تغییرات آکوردها را همراهی می کند، هارمونی های بافت دارتری وجود دارد.
The description reads as follows: "Seersucker textured leaves of dark purple with a picotee edge of chartreuse.
توضیحات به شرح زیر است: "برگهای بافتدار سارزاکر به رنگ بنفش تیره با لبه پیکوت به رنگ خردل."
The wall was textured with a rough finish.
دیوار با بافتی خشن پوشش داده شده بود.
She wore a textured sweater to stay warm.
او برای گرم ماندن یک ژاکت بافتدار پوشید.
The artist used a textured brush to create depth in the painting.
هنرمند از یک برس بافتدار برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.
The textured fabric added visual interest to the room.
پارچه بافتدار جلوهای بصری به اتاق بخشید.
The chef garnished the dish with textured herbs for added flavor.
سرآشپز غذا را با گیاهان دارویی بافتدار برای افزودن طعم تزئین کرد.
The textured wallpaper gave the room a cozy feel.
کاغذ دیواری بافتدار به اتاق حس دنجی بخشید.
Her textured hair added volume and dimension to her hairstyle.
موهای بافتدار او حجم و بعد را به مدل موی او اضافه کرد.
The textured surface of the road provided better traction for vehicles.
سطح بافتدار جاده چسبندگی بهتری برای وسایل نقلیه فراهم کرد.
The designer chose a textured paint for the accent wall.
طراح برای دیوار تاکیدی یک رنگ بافتدار انتخاب کرد.
The textured leather of the bag gave it a luxurious look.
چرم بافتدار کیف به آن ظاهری لوکس بخشید.
rough textured
بافت زبر
smooth textured
بافت صاف
soft textured
بافت نرم
textured yarn
نخ بافتدار
textured surface
سطح بافتدار
wallcoverings which create a textured finish.
پوششهای دیواری که بافت دار ایجاد میکنند.
if someone is comping chord changes, there are more textured harmonies.
اگر کسی تغییرات آکوردها را همراهی می کند، هارمونی های بافت دارتری وجود دارد.
The description reads as follows: "Seersucker textured leaves of dark purple with a picotee edge of chartreuse.
توضیحات به شرح زیر است: "برگهای بافتدار سارزاکر به رنگ بنفش تیره با لبه پیکوت به رنگ خردل."
The wall was textured with a rough finish.
دیوار با بافتی خشن پوشش داده شده بود.
She wore a textured sweater to stay warm.
او برای گرم ماندن یک ژاکت بافتدار پوشید.
The artist used a textured brush to create depth in the painting.
هنرمند از یک برس بافتدار برای ایجاد عمق در نقاشی استفاده کرد.
The textured fabric added visual interest to the room.
پارچه بافتدار جلوهای بصری به اتاق بخشید.
The chef garnished the dish with textured herbs for added flavor.
سرآشپز غذا را با گیاهان دارویی بافتدار برای افزودن طعم تزئین کرد.
The textured wallpaper gave the room a cozy feel.
کاغذ دیواری بافتدار به اتاق حس دنجی بخشید.
Her textured hair added volume and dimension to her hairstyle.
موهای بافتدار او حجم و بعد را به مدل موی او اضافه کرد.
The textured surface of the road provided better traction for vehicles.
سطح بافتدار جاده چسبندگی بهتری برای وسایل نقلیه فراهم کرد.
The designer chose a textured paint for the accent wall.
طراح برای دیوار تاکیدی یک رنگ بافتدار انتخاب کرد.
The textured leather of the bag gave it a luxurious look.
چرم بافتدار کیف به آن ظاهری لوکس بخشید.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید