thawing

[ایالات متحده]/θɔːɪŋ/
[بریتانیا]/θɔːɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. فرآیند تبدیل شدن به مایع یا نرم بعد از یخ زدن
v. تبدیل شدن به مایع یا نرم به عنوان نتیجه گرم شدن
Word Forms
جمعthawings

عبارات و ترکیب‌ها

thawing ice

ذوب شدن یخ

thawing process

فرآیند ذوب

thawing meat

ذوب کردن گوشت

thawing ground

ذوب شدن زمین

thawing temperatures

دمای ذوب

thawing conditions

شرایط ذوب

thawing phase

فاز ذوب

thawing snow

ذوب برف

thawing permafrost

ذوب شدن یخوئه دائمی

thawing effects

اثرات ذوب

جملات نمونه

the thawing of the ice revealed hidden treasures.

ذوب شدن یخ‌ها، گنج‌های پنهان را آشکار کرد.

thawing temperatures can lead to flooding.

دمای ذوب شدن می‌تواند منجر به سیل شود.

we noticed the thawing of relations between the two countries.

ما متوجه بهبود روابط بین دو کشور شدیم.

thawing meat is essential for proper cooking.

ذوب کردن گوشت برای پخت مناسب ضروری است.

the thawing process took longer than expected.

فرآیند ذوب شدن بیشتر از حد انتظار طول کشید.

after thawing, the vegetables were ready to cook.

پس از ذوب شدن، سبزیجات آماده پخت بودند.

thawing permafrost poses environmental challenges.

ذوب شدن یخوان دائمی چالش‌های زیست محیطی را به همراه دارد.

they discussed the thawing tensions in the region.

آنها درباره کاهش تنش‌ها در منطقه صحبت کردند.

thawing out the freezer was a necessary chore.

خالی کردن فریزر یک کار ضروری بود.

the thawing of the glacier is a sign of climate change.

ذوب شدن یخچال طبیعی نشانه‌ای از تغییرات آب و هوایی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید