theatergoer

[ایالات متحده]/ˈθɪətəˌɡəʊə/
[بریتانیا]/ˈθiːətərˌɡoʊər/

ترجمه

n. شخصی که به طور منظم به تئاتر می‌رود
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

theatergoer experience

تجربه تماشاگر

theatergoer ticket

بلیط تماشاگر

theatergoer community

جامعه تماشاگر

theatergoer feedback

بازخورد تماشاگر

theatergoer perspective

دیدگاه تماشاگر

theatergoer guide

راهنمای تماشاگر

theatergoer loyalty

وفاداری تماشاگر

theatergoer culture

فرهنگ تماشاگر

theatergoer reviews

نقد و بررسی‌های تماشاگر

theatergoer discounts

تخفیف‌های تماشاگر

جملات نمونه

the theatergoer eagerly awaited the opening night.

تماشاگر مشتاقانه منتظر شب افتتاح بود.

as a theatergoer, she loved attending live performances.

همچون یک تماشاگر، او عاشق تماشای اجراهای زنده بود.

the theatergoer applauded loudly after the final act.

تماشاگر پس از پرده آخر با تشویق فراوان دست زد.

many theatergoers appreciate the art of stage design.

بسیاری از تماشاگران هنر طراحی صحنه را ارج می گذارند.

the theatergoer enjoyed a glass of wine during intermission.

تماشاگر در زمان استراحت از یک لیوان شراب لذت برد.

being a seasoned theatergoer, he knew all the best seats.

با اینکه تماشاگر با تجربه بود، او همه بهترین صندلی ها را می دانست.

the theatergoer was impressed by the actors' performances.

تماشاگر تحت تاثیر هنر بازیگران قرار گرفت.

she often discusses plays with fellow theatergoers.

او اغلب با تماشاگران دیگر درباره نمایش ها صحبت می کند.

the theatergoer took notes during the performance.

تماشاگر در طول اجرا یادداشت هایی نوشت.

every theatergoer has a favorite genre of plays.

هر تماشاگر ژانویه مورد علاقه ای از نمایش ها دارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید