stay-at-home

[ایالات متحده]/ˌsteɪətˈhəʊm/
[بریتانیا]/ˌsteɪətˈhoʊm/

ترجمه

adj. ترجیح دادن به بیرون نروند یا خانه را ترک نکنند
n. شخصی که ترجیح نمی‌دهد بیرون برود یا خانه را ترک کند
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

stay-at-home mom

مامای خانه‌دار

stay-at-home dad

پدر خانه‌دار

stay-at-home job

کار خانگی

stay-at-home life

زندگی خانگی

stay-at-home parent

والدین خانه‌دار

stay-at-home order

دستور ماندن در خانه

stay-at-home worker

کارگر خانگی

جملات نمونه

many people are now choosing a stay-at-home lifestyle.

بسیاری از مردم اکنون سبک زندگی خانه‌نشین را انتخاب می‌کنند.

she decided to become a stay-at-home mom to raise her children.

او تصمیم گرفت تا فرزندانش را بزرگ کند، مادر خانه‌دار شود.

the stay-at-home dad enjoys cooking and gardening.

پدر خانه‌دار از آشپزی و باغبانی لذت می‌برد.

a stay-at-home order was issued due to the pandemic.

به دلیل همه‌گیری، دستور خانه‌نشینی صادر شد.

he's a stay-at-home student taking online classes.

او یک دانشجوی خانه‌دار است که به صورت آنلاین کلاس می‌گیرد.

they prefer a quiet stay-at-home weekend with a good book.

آنها ترجیح می‌دهند یک آخر هفته آرام خانه‌نشین با یک کتاب خوب داشته باشند.

the company offered flexible work hours for stay-at-home employees.

شرکت ساعات کاری انعطاف‌پذیر برای کارمندان خانه‌دار ارائه کرد.

she enjoys the freedom of being a stay-at-home freelancer.

او از آزادی بودن یک فریلنسر خانه‌دار لذت می‌برد.

he's embracing the stay-at-home life with his new puppy.

او با سگ جدیدش از زندگی خانه‌نشین لذت می‌برد.

the stay-at-home order impacted local businesses significantly.

دستور خانه‌نشینی تأثیر قابل توجهی بر کسب و کارهای محلی داشت.

they built a comfortable stay-at-home workspace in the spare room.

آنها یک فضای کار خانه‌نشین راحت در اتاق اضافی ساختند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید