theorize

[ایالات متحده]/'θɪəraɪz/
[بریتانیا]/'θiəraɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. تئوری یا فرضیه‌ای را ایجاد کردن
vt. تئوری را ایجاد کردن
Word Forms
زمان گذشتهtheorized
صفت یا فعل حال استمراریtheorizing
قسمت سوم فعلtheorized
شکل سوم شخص مفردtheorizes
جمعtheorizes

جملات نمونه

Scientists often theorize about the origins of the universe.

دانشمندان اغلب در مورد ریشه های جهان هستی نظریه پردازی می کنند.

It is important to theorize the potential outcomes before making a decision.

قبل از اتخاذ تصمیم، نظریه پردازی در مورد نتایج احتمالی مهم است.

Historians theorize that the ancient civilization collapsed due to environmental factors.

باستان‌شناسان نظریه دارند که تمدن باستانی به دلیل عوامل محیطی از هم پاشید.

Researchers theorize that sleep is crucial for memory consolidation.

محققان نظریه دارند که خواب برای تثبیت حافظه بسیار مهم است.

Psychologists often theorize about human behavior and motivations.

روانشناسان اغلب در مورد رفتار و انگیزه های انسان نظریه پردازی می کنند.

Economists theorize about the impact of inflation on consumer spending.

اقتصاددانان در مورد تأثیر تورم بر هزینه های مصرف کننده نظریه پردازی می کنند.

Philosophers theorize about the nature of reality and existence.

فلاسفه در مورد ماهیت واقعیت و وجود نظریه پردازی می کنند.

Literary critics often theorize about the symbolism in a novel.

منتقدان ادبی اغلب در مورد نمادپردازی در یک رمان نظریه پردازی می کنند.

Sociologists theorize about the effects of social media on interpersonal relationships.

جامعه‌شناسان در مورد تأثیر رسانه‌های اجتماعی بر روابط بین فردی نظریه پردازی می‌کنند.

Educators theorize about the best teaching methods for different learning styles.

معلمان در مورد بهترین روش های آموزش برای سبک های مختلف یادگیری نظریه پردازی می کنند.

نمونه‌های واقعی

The first kind of wormholes to be theorized were Einstein Rosen Bridges.

اولین نوع تونل‌های کرم‌چاله‌ای که مورد تئوری قرار گرفتند، پل‌های روزن اشتاین بودند.

منبع: Kurzgesagt science animation

Oh, this is hardly a case for me to theorize over, said Holmes dryly.

اوه، این اصلا موردی نیست که من بخواهم در مورد آن تئوریز کنم، هولمز با لحنی خشک گفت.

منبع: The Sign of the Four

And you don't have to theorize about it.

و نیازی نیست در مورد آن تئوریز کنید.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

Researchers theorize that this also causes a slowing of the aging process.

محققان تئوریز می‌کنند که این موضوع همچنین باعث کاهش سرعت روند پیری می‌شود.

منبع: TED-Ed (video version)

Some scientists theorize that we may have even domesticated ourselves.

برخی از دانشمندان تئوریز می‌کنند که ممکن است حتی خودمان را رام کرده باشیم.

منبع: Daily English Listening | Bilingual Intensive Reading

Charles Darwin theorized that emotional expression was a common human feature.

چارلز داروین تئوریز کرد که بیان احساسات یک ویژگی رایج انسانی است.

منبع: TED-Ed (video version)

Using isolated bio-domes, Pauley theorized miniature, sustainable ecosystems, like a rainforest, a desert, and a coral reef.

با استفاده از زیست‌گنبدهای ایزوله، پولی تئوریز کرد که اکوسیستم‌های کوچک و پایدار، مانند یک جنگل بارانی، یک صحرا و یک صخره مرجانی وجود دارد.

منبع: Koranos Animation Science Popularization

It's even theorized that they're responsible for what we know as “ghosts.”

حتی تئوری وجود دارد که آنها مسئول آنچه ما به عنوان

منبع: If there is a if.

The meteorologists theorized that these clouds might act like real " air bombs" .

متخصصان هواشناسی نظریه داشتند که این ابرها ممکن است مانند "بمب های هوایی" واقعی عمل کنند.

منبع: Smart Life Encyclopedia

Some academics theorized that the hand stencils were part of hunting rituals.

برخی از محققان نظریه داشتند که نقاشی‌های دست روی دیوارها بخشی از آیین‌های شکار بودند.

منبع: Kurzgesagt science animation

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید