theorizes about life
در مورد زندگی نظریهپردازی میکند
theorizes on evolution
در مورد تکامل نظریهپردازی میکند
theorizes human behavior
در مورد رفتار انسان نظریهپردازی میکند
theorizes social dynamics
در مورد پویاییهای اجتماعی نظریهپردازی میکند
theorizes scientific concepts
در مورد مفاهیم علمی نظریهپردازی میکند
theorizes economic trends
در مورد روندهای اقتصادی نظریهپردازی میکند
theorizes historical events
در مورد رویدادهای تاریخی نظریهپردازی میکند
theorizes cultural practices
در مورد شیوههای فرهنگی نظریهپردازی میکند
theorizes psychological phenomena
در مورد پدیدههای روانشناختی نظریهپردازی میکند
theorizes technological advancements
در مورد پیشرفتهای فناوری نظریهپردازی میکند
the scientist theorizes about the origins of the universe.
دانشمند در مورد ریشه های جهان نظریه پردازی می کند.
she theorizes that social media affects mental health.
او نظریه می زند که شبکه های اجتماعی بر سلامت روان تأثیر می گذارند.
the researcher theorizes a link between diet and behavior.
محقق ارتباطی بین رژیم غذایی و رفتار را نظریه پردازی می کند.
he theorizes that climate change will impact migration patterns.
او نظریه می زند که تغییرات آب و هوایی بر الگوهای مهاجرت تأثیر می گذارد.
the professor theorizes about the nature of consciousness.
پروفسور در مورد ماهیت آگاهی نظریه پردازی می کند.
she theorizes that early exposure to music enhances learning.
او نظریه می زند که قرار گرفتن در معرض موسیقی در سنین پایین باعث افزایش یادگیری می شود.
the analyst theorizes that market trends can predict economic shifts.
تحلیلگر نظریه می زند که روند بازار می تواند تغییرات اقتصادی را پیش بینی کند.
he theorizes that genetics plays a significant role in behavior.
او نظریه می زند که ژنتیک نقش مهمی در رفتار ایفا می کند.
the psychologist theorizes about the effects of childhood trauma.
روانشناس در مورد اثرات ضربه روانی دوران کودکی نظریه پردازی می کند.
she theorizes that urban living affects social interactions.
او نظریه می زند که زندگی در شهر بر تعاملات اجتماعی تأثیر می گذارد.
theorizes about life
در مورد زندگی نظریهپردازی میکند
theorizes on evolution
در مورد تکامل نظریهپردازی میکند
theorizes human behavior
در مورد رفتار انسان نظریهپردازی میکند
theorizes social dynamics
در مورد پویاییهای اجتماعی نظریهپردازی میکند
theorizes scientific concepts
در مورد مفاهیم علمی نظریهپردازی میکند
theorizes economic trends
در مورد روندهای اقتصادی نظریهپردازی میکند
theorizes historical events
در مورد رویدادهای تاریخی نظریهپردازی میکند
theorizes cultural practices
در مورد شیوههای فرهنگی نظریهپردازی میکند
theorizes psychological phenomena
در مورد پدیدههای روانشناختی نظریهپردازی میکند
theorizes technological advancements
در مورد پیشرفتهای فناوری نظریهپردازی میکند
the scientist theorizes about the origins of the universe.
دانشمند در مورد ریشه های جهان نظریه پردازی می کند.
she theorizes that social media affects mental health.
او نظریه می زند که شبکه های اجتماعی بر سلامت روان تأثیر می گذارند.
the researcher theorizes a link between diet and behavior.
محقق ارتباطی بین رژیم غذایی و رفتار را نظریه پردازی می کند.
he theorizes that climate change will impact migration patterns.
او نظریه می زند که تغییرات آب و هوایی بر الگوهای مهاجرت تأثیر می گذارد.
the professor theorizes about the nature of consciousness.
پروفسور در مورد ماهیت آگاهی نظریه پردازی می کند.
she theorizes that early exposure to music enhances learning.
او نظریه می زند که قرار گرفتن در معرض موسیقی در سنین پایین باعث افزایش یادگیری می شود.
the analyst theorizes that market trends can predict economic shifts.
تحلیلگر نظریه می زند که روند بازار می تواند تغییرات اقتصادی را پیش بینی کند.
he theorizes that genetics plays a significant role in behavior.
او نظریه می زند که ژنتیک نقش مهمی در رفتار ایفا می کند.
the psychologist theorizes about the effects of childhood trauma.
روانشناس در مورد اثرات ضربه روانی دوران کودکی نظریه پردازی می کند.
she theorizes that urban living affects social interactions.
او نظریه می زند که زندگی در شهر بر تعاملات اجتماعی تأثیر می گذارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید