thermos bottle
بطری ترمس
thermos flask
بطری ترمس
C-I borrow your thermos?
C-من ترمس شما را قرض می گیرم؟
He began skiing as a child in the Cairngorm mountains, in central Scotland, and even remembers taking home a Thermos flask of snow as a souvenir.
او از کودکی در کوههای کایرنگورم در مرکز اسکاتلند شروع به اسکی کرد و حتی به یاد دارد که یک فلاسک ترمس برف را به عنوان سوغاتی به خانه برده است.
I always bring a thermos of coffee to work.
من همیشه یک ترمس قهوه به محل کار میبرم.
She packed a thermos of hot soup for the picnic.
او یک ترمس سوپ داغ برای پیک نیک بسته بود.
The thermos kept the tea warm for hours.
ترمس چای را برای ساعتها گرم نگه داشت.
He poured hot water into the thermos.
او آب داغ را در ترمس ریخت.
The thermos lid is leaking.
درب ترمس نشتی دارد.
I need to buy a new thermos for camping.
من باید یک ترمس جدید برای کمپینگ بخرم.
The thermos shattered when it fell.
وقتی افتاد، ترمس خرد شد.
She filled the thermos with cold lemonade.
او ترمس را با لیموناد سرد پر کرد.
He unscrewed the thermos cap to pour a cup of tea.
او درب ترمس را باز کرد تا یک فنجان چای بریزد.
The thermos is insulated to keep beverages hot or cold.
ترمس عایقبندی شده است تا نوشیدنیها را گرم یا سرد نگه دارد.
thermos bottle
بطری ترمس
thermos flask
بطری ترمس
C-I borrow your thermos?
C-من ترمس شما را قرض می گیرم؟
He began skiing as a child in the Cairngorm mountains, in central Scotland, and even remembers taking home a Thermos flask of snow as a souvenir.
او از کودکی در کوههای کایرنگورم در مرکز اسکاتلند شروع به اسکی کرد و حتی به یاد دارد که یک فلاسک ترمس برف را به عنوان سوغاتی به خانه برده است.
I always bring a thermos of coffee to work.
من همیشه یک ترمس قهوه به محل کار میبرم.
She packed a thermos of hot soup for the picnic.
او یک ترمس سوپ داغ برای پیک نیک بسته بود.
The thermos kept the tea warm for hours.
ترمس چای را برای ساعتها گرم نگه داشت.
He poured hot water into the thermos.
او آب داغ را در ترمس ریخت.
The thermos lid is leaking.
درب ترمس نشتی دارد.
I need to buy a new thermos for camping.
من باید یک ترمس جدید برای کمپینگ بخرم.
The thermos shattered when it fell.
وقتی افتاد، ترمس خرد شد.
She filled the thermos with cold lemonade.
او ترمس را با لیموناد سرد پر کرد.
He unscrewed the thermos cap to pour a cup of tea.
او درب ترمس را باز کرد تا یک فنجان چای بریزد.
The thermos is insulated to keep beverages hot or cold.
ترمس عایقبندی شده است تا نوشیدنیها را گرم یا سرد نگه دارد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید