thinnest

[ایالات متحده]/ˈθɪn.ɪst/
[بریتانیا]/ˈθɪn.ɪst/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. حداقل ضخامت داشتن؛ حداقل وزن یا چگالی داشتن

عبارات و ترکیب‌ها

thinnest layer

نایین‌ترین لایه

thinnest line

نایین‌ترین خط

thinnest film

نایین‌ترین لایه نازک

thinnest slice

نایین‌ترین برش

thinnest edge

نایین‌ترین لبه

thinnest wire

نایین‌ترین سیم

thinnest book

نایین‌ترین کتاب

thinnest sheet

نایین‌ترین ورق

thinnest coating

نایین‌ترین پوشش

thinnest fabric

نایین‌ترین پارچه

جملات نمونه

the thinnest layer of paint can make a big difference.

نازک‌ترین لایه رنگ می‌تواند تفاوت بزرگی ایجاد کند.

this is the thinnest book i've ever read.

این نازک‌ترین کتابی است که تا به حال خوانده‌ام.

she wore the thinnest dress at the party.

او نازک‌ترین لباس را در مهمانی پوشید.

the thinnest line separates success from failure.

نازک‌ترین خط موفقیت را از شکست جدا می‌کند.

he has the thinnest smartphone on the market.

او نازک‌ترین گوشی هوشمند را در بازار دارد.

they used the thinnest wire for the project.

آنها از نازک‌ترین سیم برای پروژه استفاده کردند.

the thinnest slice of bread is perfect for sandwiches.

نازک‌ترین برش نان برای ساندویچ عالی است.

she has the thinnest hair among her friends.

او نازک‌ترین مو را در بین دوستانش دارد.

the thinnest ice can be dangerous for skating.

یخ نازک می‌تواند برای اسکیت‌سواری خطرناک باشد.

he drew the thinnest lines in his artwork.

او نازک‌ترین خطوط را در آثار هنری خود کشید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید