threats

[ایالات متحده]/θrɛts/
[بریتانیا]/θrɛts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تهدیدات; خطرات یا وضعیت‌های تهدیدآمیز; ریسک‌ها یا خطرات
v. ترساندن یا تهدید کردن

عبارات و ترکیب‌ها

direct threats

تهدیدات مستقیم

external threats

تهدیدات خارجی

credible threats

تهدیدات معتبر

security threats

تهدیدات امنیتی

imminent threats

تهدیدات قریب الوقوع

perceived threats

تهدیدات درک شده

potential threats

تهدیدات بالقوه

environmental threats

تهدیدات زیست محیطی

terrorist threats

تهدیدات تروریستی

جملات نمونه

we must address the threats to our environment.

ما باید به تهدیدات محیط زیست خود رسیدگی کنیم.

the government is taking measures against cyber threats.

دولت در حال اتخاذ اقداماتی در برابر تهدیدات سایبری است.

there are many threats to public health that we need to consider.

تهدیدات متعددی برای سلامت عمومی وجود دارد که باید در نظر بگیریم.

he received threats after speaking out against corruption.

او پس از صحبت در مورد فساد، تهدید دریافت کرد.

international threats require global cooperation.

تهدیدات بین المللی نیاز به همکاری جهانی دارد.

we should not ignore the threats posed by climate change.

ما نباید تهدیدات ناشی از تغییرات آب و هوایی را نادیده بگیریم.

they are assessing the threats to national security.

آنها تهدیدات برای امنیت ملی را ارزیابی می کنند.

many companies face threats from competitors.

بسیاری از شرکت ها با تهدیدات رقبا روبرو هستند.

she felt threats looming over her career.

او احساس کرد تهدیدها بر سر شغلش سایه افکنده است.

understanding threats is crucial for effective risk management.

درک تهدیدات برای مدیریت خطر موثر بسیار مهم است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید