thrombus

[ایالات متحده]/ˈθrɒmbəs/
[بریتانیا]/ˈθrɑːmbəs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. لخته خونی که در یک رگ خونی تشکیل شده است
Word Forms
جمعthrombuss

عبارات و ترکیب‌ها

blood thrombus

ترومبوس خون

thrombus formation

تشکیل ترومبوس

venous thrombus

ترومبوس وریدی

arterial thrombus

ترومبوس شریانی

thrombus removal

برداشتن ترومبوس

thrombus analysis

تجزیه و تحلیل ترومبوس

thrombus size

اندازه ترومبوس

thrombus risk

خطر ترومبوس

thrombus treatment

درمان ترومبوس

thrombus detection

تشخیص ترومبوس

جملات نمونه

the thrombus can block blood flow in the arteries.

ترومبوس می‌تواند جریان خون را در عروق خونی مسدود کند.

doctors often use anticoagulants to dissolve a thrombus.

پزشکان اغلب از داروهای ضد انعقاد برای حل کردن ترومبوس استفاده می‌کنند.

a thrombus can lead to serious health complications.

ترومبوس می‌تواند منجر به عوارض جدی سلامتی شود.

identifying a thrombus early is crucial for treatment.

تشخیص زودهنگام ترومبوس برای درمان بسیار مهم است.

ultrasound is commonly used to detect a thrombus.

سونوگرافی معمولاً برای تشخیص ترومبوس استفاده می‌شود.

patients with a thrombus may experience swelling and pain.

بیماران مبتلا به ترومبوس ممکن است تورم و درد را تجربه کنند.

a thrombus can form in veins after prolonged inactivity.

ترومبوس می‌تواند در رگ‌ها پس از بی‌تحرکی طولانی مدت تشکیل شود.

preventing thrombus formation is important for cardiovascular health.

جلوگیری از تشکیل ترومبوس برای سلامت قلب و عروق مهم است.

thrombus removal may require surgical intervention.

حذف ترومبوس ممکن است نیاز به مداخله جراحی داشته باشد.

risk factors for thrombus include obesity and smoking.

عوامل خطر برای ترومبوس شامل چاقی و سیگار کشیدن است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید