ticking clock
ساعت تیکدار
ticking bomb
بمب ساعتی
ticking time bomb
بمب ساعتی
damask ticking
پارچه با طرح دمشقی
a clock ticking the hours; a taxi meter ticking the fare.
ساعتی که زمان را نشان میدهد؛ کنتور تاکسی که کرایه را نشان میدهد.
her book was ticking along nicely.
کتابش به خوبی در حال پیشرفت بود.
It was so quiet I could hear my wristwatch ticking away.
خیلی ساکت بود که صدای ساعت مچیام را میشنیدم.
they listened to the soft ticking and creaking as the house settled.
آنها به صدای آرام ساعت و صداهای ناشی از نشستن خانه گوش دادند.
the minutes were ticking away till the actor's appearance.
دقایق تا حضور بازیگر به سرعت میگذشتند.
they are keeping things ticking over until their father returns.
آنها در حال حفظ امور هستند تا پدرشان بازگردد.
machines ticking away; curious about what makes people tick.
ماشینها در حال کار کردن بودند؛ کنجکاو بودند که چه چیزی باعث میشود مردم اینگونه رفتار کنند.
His tail was ticking back and forth.It is cropped so that it is about the size and shape of a half-smoked stogie.
دمش این طرف و آن طرف تکان می خورد. کوتاه شده است به گونه ای که اندازه و شکل آن تقریباً مانند سیگار نیمه جویده است.
The clock is ticking. - Same rule.
ساعت داره میگذره. - قاعده مشابه.
منبع: The Newsroom Season 2They know that. So, therefore, the clock is ticking.
اونا میدونن. بنابراین، ساعت داره میگذره.
منبع: PBS English NewsSirius held up his fingers and began ticking off names.
سیروس انگشتان خود را بالا برد و شروع به شمردن نامها کرد.
منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of FireDo you hear that? It is the ticking of a clock.
آیا آن را میشنوید؟ این صدای ساعت است.
منبع: Global Slow EnglishBut now he's more accessible. The clock is really ticking.
اما حالا او بیشتر قابل دسترس است. ساعت واقعاً در حال عبور است.
منبع: NPR News May 2019 CompilationThe clock is ticking on Jenna's life.
ساعت در حال عبور از زندگی جنا است.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2Those other Universes may be ticking along just fine long after ours has wound down.
آن جهانهای دیگر ممکن است خیلی خوب در حال عبور باشند، مدت طولانی پس از اینکه ما از کار افتادیم.
منبع: Crash Course AstronomySo tough you can run over it with a car and the beetle is still ticking.
خیلی سخت است که بتوانید با ماشین از روی آن عبور کنید و هنوز هم بالتیک در حال عبور است.
منبع: CNN 10 Student English October 2020 CollectionWhen might game clocks start ticking again?
چه زمانی ممکن است ساعتهای بازی دوباره شروع به عبور کنند؟
منبع: CNN 10 Student English April 2020 CollectionThe clock is ticking, we need scale.
ساعت داره میگذره، به مقیاس نیاز داریم.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selectionticking clock
ساعت تیکدار
ticking bomb
بمب ساعتی
ticking time bomb
بمب ساعتی
damask ticking
پارچه با طرح دمشقی
a clock ticking the hours; a taxi meter ticking the fare.
ساعتی که زمان را نشان میدهد؛ کنتور تاکسی که کرایه را نشان میدهد.
her book was ticking along nicely.
کتابش به خوبی در حال پیشرفت بود.
It was so quiet I could hear my wristwatch ticking away.
خیلی ساکت بود که صدای ساعت مچیام را میشنیدم.
they listened to the soft ticking and creaking as the house settled.
آنها به صدای آرام ساعت و صداهای ناشی از نشستن خانه گوش دادند.
the minutes were ticking away till the actor's appearance.
دقایق تا حضور بازیگر به سرعت میگذشتند.
they are keeping things ticking over until their father returns.
آنها در حال حفظ امور هستند تا پدرشان بازگردد.
machines ticking away; curious about what makes people tick.
ماشینها در حال کار کردن بودند؛ کنجکاو بودند که چه چیزی باعث میشود مردم اینگونه رفتار کنند.
His tail was ticking back and forth.It is cropped so that it is about the size and shape of a half-smoked stogie.
دمش این طرف و آن طرف تکان می خورد. کوتاه شده است به گونه ای که اندازه و شکل آن تقریباً مانند سیگار نیمه جویده است.
The clock is ticking. - Same rule.
ساعت داره میگذره. - قاعده مشابه.
منبع: The Newsroom Season 2They know that. So, therefore, the clock is ticking.
اونا میدونن. بنابراین، ساعت داره میگذره.
منبع: PBS English NewsSirius held up his fingers and began ticking off names.
سیروس انگشتان خود را بالا برد و شروع به شمردن نامها کرد.
منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of FireDo you hear that? It is the ticking of a clock.
آیا آن را میشنوید؟ این صدای ساعت است.
منبع: Global Slow EnglishBut now he's more accessible. The clock is really ticking.
اما حالا او بیشتر قابل دسترس است. ساعت واقعاً در حال عبور است.
منبع: NPR News May 2019 CompilationThe clock is ticking on Jenna's life.
ساعت در حال عبور از زندگی جنا است.
منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2Those other Universes may be ticking along just fine long after ours has wound down.
آن جهانهای دیگر ممکن است خیلی خوب در حال عبور باشند، مدت طولانی پس از اینکه ما از کار افتادیم.
منبع: Crash Course AstronomySo tough you can run over it with a car and the beetle is still ticking.
خیلی سخت است که بتوانید با ماشین از روی آن عبور کنید و هنوز هم بالتیک در حال عبور است.
منبع: CNN 10 Student English October 2020 CollectionWhen might game clocks start ticking again?
چه زمانی ممکن است ساعتهای بازی دوباره شروع به عبور کنند؟
منبع: CNN 10 Student English April 2020 CollectionThe clock is ticking, we need scale.
ساعت داره میگذره، به مقیاس نیاز داریم.
منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selectionلغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید