ticking

[ایالات متحده]/'tɪkɪŋ/
[بریتانیا]/'tɪkɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک پارچه محکم راه‌راه از پنبه یا کتان؛ صدای تیک‌تیک ساعت.
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریticking
جمعtickings

عبارات و ترکیب‌ها

ticking clock

ساعت تیک‌دار

ticking bomb

بمب ساعتی

ticking time bomb

بمب ساعتی

damask ticking

پارچه با طرح دمشقی

جملات نمونه

a clock ticking the hours; a taxi meter ticking the fare.

ساعتی که زمان را نشان می‌دهد؛ کنتور تاکسی که کرایه را نشان می‌دهد.

her book was ticking along nicely.

کتابش به خوبی در حال پیشرفت بود.

It was so quiet I could hear my wristwatch ticking away.

خیلی ساکت بود که صدای ساعت مچی‌ام را می‌شنیدم.

they listened to the soft ticking and creaking as the house settled.

آن‌ها به صدای آرام ساعت و صداهای ناشی از نشستن خانه گوش دادند.

the minutes were ticking away till the actor's appearance.

دقایق تا حضور بازیگر به سرعت می‌گذشتند.

they are keeping things ticking over until their father returns.

آنها در حال حفظ امور هستند تا پدرشان بازگردد.

machines ticking away; curious about what makes people tick.

ماشین‌ها در حال کار کردن بودند؛ کنجکاو بودند که چه چیزی باعث می‌شود مردم اینگونه رفتار کنند.

His tail was ticking back and forth.It is cropped so that it is about the size and shape of a half-smoked stogie.

دمش این طرف و آن طرف تکان می خورد. کوتاه شده است به گونه ای که اندازه و شکل آن تقریباً مانند سیگار نیمه جویده است.

نمونه‌های واقعی

The clock is ticking. - Same rule.

ساعت داره می‌گذره. - قاعده مشابه.

منبع: The Newsroom Season 2

They know that. So, therefore, the clock is ticking.

اونا می‌دونن. بنابراین، ساعت داره می‌گذره.

منبع: PBS English News

Sirius held up his fingers and began ticking off names.

سیروس انگشتان خود را بالا برد و شروع به شمردن نام‌ها کرد.

منبع: 4. Harry Potter and the Goblet of Fire

Do you hear that? It is the ticking of a clock.

آیا آن را می‌شنوید؟ این صدای ساعت است.

منبع: Global Slow English

But now he's more accessible. The clock is really ticking.

اما حالا او بیشتر قابل دسترس است. ساعت واقعاً در حال عبور است.

منبع: NPR News May 2019 Compilation

The clock is ticking on Jenna's life.

ساعت در حال عبور از زندگی جنا است.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

Those other Universes may be ticking along just fine long after ours has wound down.

آن جهان‌های دیگر ممکن است خیلی خوب در حال عبور باشند، مدت طولانی پس از اینکه ما از کار افتادیم.

منبع: Crash Course Astronomy

So tough you can run over it with a car and the beetle is still ticking.

خیلی سخت است که بتوانید با ماشین از روی آن عبور کنید و هنوز هم بالتیک در حال عبور است.

منبع: CNN 10 Student English October 2020 Collection

When might game clocks start ticking again?

چه زمانی ممکن است ساعت‌های بازی دوباره شروع به عبور کنند؟

منبع: CNN 10 Student English April 2020 Collection

The clock is ticking, we need scale.

ساعت داره می‌گذره، به مقیاس نیاز داریم.

منبع: TED Talks (Video Version) Bilingual Selection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید