tidinesses matter
مرتب بودن مهم است
tidinesses promote
مرتب بودن را ترویج می کند
tidinesses enhance
مرتب بودن را بهبود می بخشد
tidinesses required
مرتب بودن مورد نیاز است
tidinesses appreciated
مرتب بودن مورد استقبال قرار می گیرد
tidinesses maintained
مرتب بودن حفظ می شود
tidinesses valued
مرتب بودن ارزشمند است
tidinesses encouraged
تشویق به مرتب بودن
tidinesses necessary
مرتب بودن ضروری است
tidinesses discussed
مرتب بودن مورد بحث قرار گرفت
the tidinesses of her workspace impressed everyone.
مرتب بودن فضای کاری او همه را تحت تاثیر قرار داد.
maintaining tidinesses in the kitchen is essential for cooking.
حفظ نظافت در آشپزخانه برای آشپزی ضروری است.
his obsession with tidinesses made him a great organizer.
وسواس او با نظافت او را به یک برگزار کننده عالی تبدیل کرد.
the tidinesses of her notes helped her study better.
نظافت یادداشتهای او به او کمک کرد تا بهتر مطالعه کند.
they emphasized the importance of tidinesses in their home.
آنها بر اهمیت نظافت در خانه خود تاکید کردند.
his tidinesses were evident in every aspect of his life.
نظافت او در همه جنبه های زندگی اش آشکار بود.
she often receives compliments for her tidinesses at work.
او اغلب برای نظافت خود در محل کار مورد تحسین قرار می گیرد.
creating tidinesses in your schedule can boost productivity.
ایجاد نظافت در برنامه زمانی شما می تواند بهره وری را افزایش دهد.
the tidinesses of the garden made it a peaceful retreat.
نظافت باغ آن را به مکانی آرام تبدیل کرد.
her attention to tidinesses reflects her personality.
توجه او به نظافت بازتابی از شخصیت او است.
tidinesses matter
مرتب بودن مهم است
tidinesses promote
مرتب بودن را ترویج می کند
tidinesses enhance
مرتب بودن را بهبود می بخشد
tidinesses required
مرتب بودن مورد نیاز است
tidinesses appreciated
مرتب بودن مورد استقبال قرار می گیرد
tidinesses maintained
مرتب بودن حفظ می شود
tidinesses valued
مرتب بودن ارزشمند است
tidinesses encouraged
تشویق به مرتب بودن
tidinesses necessary
مرتب بودن ضروری است
tidinesses discussed
مرتب بودن مورد بحث قرار گرفت
the tidinesses of her workspace impressed everyone.
مرتب بودن فضای کاری او همه را تحت تاثیر قرار داد.
maintaining tidinesses in the kitchen is essential for cooking.
حفظ نظافت در آشپزخانه برای آشپزی ضروری است.
his obsession with tidinesses made him a great organizer.
وسواس او با نظافت او را به یک برگزار کننده عالی تبدیل کرد.
the tidinesses of her notes helped her study better.
نظافت یادداشتهای او به او کمک کرد تا بهتر مطالعه کند.
they emphasized the importance of tidinesses in their home.
آنها بر اهمیت نظافت در خانه خود تاکید کردند.
his tidinesses were evident in every aspect of his life.
نظافت او در همه جنبه های زندگی اش آشکار بود.
she often receives compliments for her tidinesses at work.
او اغلب برای نظافت خود در محل کار مورد تحسین قرار می گیرد.
creating tidinesses in your schedule can boost productivity.
ایجاد نظافت در برنامه زمانی شما می تواند بهره وری را افزایش دهد.
the tidinesses of the garden made it a peaceful retreat.
نظافت باغ آن را به مکانی آرام تبدیل کرد.
her attention to tidinesses reflects her personality.
توجه او به نظافت بازتابی از شخصیت او است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید