tightening

[ایالات متحده]/'taɪtn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تنگ‌تر کردن یا به‌طور محکم‌تری ثابت کردن چیزی؛ محکم کردن چیزی به‌طور ایمن؛ نزدیک یا فشرده بودن
Word Forms
صفت یا فعل حال استمراریtightening
جمعtightenings

عبارات و ترکیب‌ها

tightening the screws

سفت کردن پیچ‌ها

tightening the belt

سفت کردن کمربند

tightening the budget

سفت کردن بودجه

tightening torque

سفت کردن گشتاور

belt tightening

سفت کردن تسمه

جملات نمونه

Make sure the washer is firmly seated before tightening the pipe.

قبل از سفت کردن لوله، مطمئن شوید که واشر به طور محکم در جای خود قرار گرفته است.

The Exacta® Production series digital torque wrenches provide continuous power and continuous communication for real-time control of manual tightening processes!

سری تولید Exacta® آچارکشی گشتاور دیجیتال، قدرت و ارتباط مداوم را برای کنترل بی‌درنگ فرآیندهای سفت‌کردن دستی فراهم می‌کنند!

That membrane proceeds to wrap over the nerve fiber with machinelike precision, spiraling down to create the distinctive sausage shape, tightening itself over the fiber like a threaded nut.

آن غشا به دقت ماشینی شروع به پوشاندن رشته عصبی می کند، به سمت پایین می چرخد تا شکل مشخصه سوسیس را ایجاد کند، به گونه ای که مانند یک مهره رزوه ای روی الیاف سفت می شود.

The government is tightening security measures in response to the recent threats.

در پاسخ به تهدیدات اخیر، دولت اقدامات امنیتی را تشدید می‌کند.

She felt the tightening grip of fear as she walked through the dark alley.

در حالی که از میان کوچه تاریک عبور می‌کرد، دست‌های ترس بر او فشرد.

The company is tightening its budget to prepare for the economic downturn.

شرکت برای آمادگی برای رکود اقتصادی، بودجه خود را کاهش می‌دهد.

The teacher noticed the tightening of tension among the students during the exam.

معلم متوجه افزایش تنش بین دانش‌آموزان در طول امتحان شد.

The doctor recommended exercises for tightening the muscles in her back.

پزشک تمریناتی را برای تقویت عضلات کمرش توصیه کرد.

The new policy aims at tightening regulations on environmental protection.

سیاست جدید بر تشدید مقررات حفاظت از محیط زیست متمرکز است.

There was a tightening of restrictions on travel due to the pandemic.

به دلیل همه‌گیری، محدودیت‌های سفر تشدید شد.

The tightening labor market is leading to higher wages for skilled workers.

بازار کار در حال تنگ‌تر شدن است و منجر به افزایش دستمزد برای کارگران ماهر شده است.

The tightening of the screws ensured that the table was sturdy and stable.

سفت کردن پیچ‌ها اطمینان حاصل کرد که میز محکم و پایدار است.

The government is considering tightening regulations on social media platforms.

دولت در حال بررسی تشدید مقررات در مورد پلتفرم‌های رسانه‌های اجتماعی است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید