tightness

[ایالات متحده]/'taɪtnɪs/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. استحکام، نزدیکی
Word Forms

عبارات و ترکیب‌ها

feeling of tightness

احساس سفتی

air tightness

ضد آب بودن هوا

water tightness

ضد آب بودن

gas tightness

ضد گاز بودن

tightness test

تست سفتی

leak tightness

ضد نشتی

جملات نمونه

The tightness of the rope made it difficult to untie.

سفت بودن طناب باعث شد باز کردن آن دشوار باشد.

She complained about the tightness of her shoes.

او در مورد سفت بودن کفشش شکایت کرد.

The tightness of the deadline caused stress among the team members.

سفت بودن مهلت مقرر باعث ایجاد استرس در بین اعضای تیم شد.

He felt the tightness in his chest as he ran up the stairs.

او هنگام دویدن به طبقات بالا، سفتی را در قفسه سینه خود احساس کرد.

The tightness of the jar lid made it hard to open.

سفت بودن درب شیشه باز کردن آن را دشوار کرد.

The tightness of the hug conveyed deep affection.

سفتی بغل، نشان دهنده محبت عمیق بود.

The tightness of the budget forced the company to cut costs.

سفتی بودجه باعث شد شرکت مجبور به کاهش هزینه‌ها شود.

The tightness of the dress accentuated her figure.

سفتی لباس اندام او را برجسته کرد.

The tightness of the security measures ensured no unauthorized access.

سفتی اقدامات امنیتی از ورود غیرمجاز جلوگیری کرد.

The tightness of the competition made it challenging for newcomers.

سفتی رقابت ورود افراد جدید را چالش برانگیز کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید