tinging

[ایالات متحده]/ˈtɪŋɪŋ/
[بریتانیا]/ˈtɪŋɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. (صدا زدن) یک صدای زنگ مانند

عبارات و ترکیب‌ها

tinging sound

صدای زنگوله مانند

tinging sensation

احساس زنگوله مانند

tinging feeling

احساس زنگوله مانند

tinging noise

صدای زنگوله مانند

tinging pain

درد زنگوله مانند

tinging effect

اثر زنگوله مانند

tinging rhythm

ریتم زنگوله مانند

tinging alert

هشدار زنگوله مانند

tinging alertness

هوشیاری زنگوله مانند

tinging echo

بازتاب زنگوله مانند

جملات نمونه

the sound of the bell was tinging in the distance.

صدای زنگوله در دوردست به گوش می‌رسید.

she felt a tinging sensation in her fingers.

او یک حس گزگز در انگشتانش احساس کرد.

the tinging of the wind chimes was soothing.

صدای آرامش‌بخش وز وز بادنماها.

he heard the tinging of the ice in his drink.

او صدای زنگ یخ در نوشیدنی‌اش شنید.

there was a tinging sound as she tapped the glass.

با ضربه زدن به شیشه، صدای گزنده شنیده شد.

the tinging of the clock reminded him of his childhood.

صدای ساعت او را به دوران کودکی‌اش یاد کرد.

he felt a tinging pain in his back after lifting the box.

بعد از بلند کردن جعبه، او یک درد گزنده در کمرش احساس کرد.

the tinging sound of the bike bell alerted the pedestrians.

صدای زنگار دوچرخه عابران پیاده را آگاه کرد.

she noticed a tinging feeling in her heart when he smiled.

وقتی لبخند زد، او یک حس گزنده در قلبش متوجه شد.

the tinging of the guitar strings filled the room.

صدای زنگار سیم‌های گیتار اتاق را پر کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید