resonating

[ایالات متحده]/ˈrɛzəneɪtɪŋ/
[بریتانیا]/ˈrɛzəˌneɪtɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. تولید پژواک‌ها یا طنین‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

resonating sound

صدای طنین‌دار

resonating frequency

فرکانس طنین‌دار

resonating energy

انرژی طنین‌دار

resonating message

پیام طنین‌دار

resonating ideas

ایده‌های طنین‌دار

resonating emotions

احساسات طنین‌دار

resonating themes

مضامین طنین‌دار

resonating voice

صدای طنین‌دار

resonating thoughts

افکار طنین‌دار

resonating impact

تاثیر طنین‌دار

جملات نمونه

the music was resonating through the entire hall.

موسیقی در سراسر تالار طنین‌انداز بود.

her words were resonating with the audience.

کلمات او با مخاطبان هم‌نوا بود.

the speaker's message was resonating deeply.

پیام سخنران به طور عمیقی طنین‌انداز بود.

his ideas are resonating with young people today.

ایده‌های او امروز با جوانان هم‌نوا است.

the sound of the bell was resonating in the distance.

صدای زنگ در دوردست طنین‌انداز بود.

these themes are resonating throughout the community.

این مضامین در سراسر جامعه طنین‌انداز است.

the film's message is resonating with viewers worldwide.

پیام فیلم با بینندگان در سراسر جهان هم‌نوا است.

her laughter was resonating in the quiet room.

خنده‌های او در اتاق آرام طنین‌انداز بود.

the artist's work is resonating with critics and fans alike.

کارهای هنرمند هم با منتقدان و هم با طرفداران طنین‌انداز است.

his passion for the project is resonating with the team.

اشتیاق او برای پروژه با تیم هم‌نوا است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید