tinkerer

[ایالات متحده]/ˈtɪŋkərə/
[بریتانیا]/ˈtɪŋkər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. شخصی که از کار کردن با ابزارهای کوچک یا ساختن اختراعات کوچک لذت می‌برد
Word Forms
جمعtinkerers

عبارات و ترکیب‌ها

curious tinkerer

کنجکاو تعمیرکار

creative tinkerer

خلاق تعمیرکار

passionate tinkerer

متعهد تعمیرکار

enthusiastic tinkerer

اشتیاق‌مند تعمیرکار

skilled tinkerer

ماهر تعمیرکار

amateur tinkerer

غیرحرفه‌ای تعمیرکار

inventive tinkerer

خلاق و نوآور تعمیرکار

dedicated tinkerer

تعمیرکار متعهد

resourceful tinkerer

خلاق و با ذوق تعمیرکار

young tinkerer

تعمیرکار جوان

جملات نمونه

the tinkerer spent hours in his workshop.

ساخته‌کننده ساعت‌ها در کارگاه خود وقت می‌گذراند.

as a tinkerer, she loved to create new gadgets.

به عنوان یک ساخته‌کننده، او عاشق ساختن ابزارهای جدید بود.

the tinkerer always found innovative solutions.

ساخته‌کننده همیشه راه‌حل‌های نوآورانه پیدا می‌کرد.

he was known as a tinkerer among his friends.

او در بین دوستانش به عنوان یک ساخته‌کننده شناخته می‌شد.

the tinkerer repaired old toys for local children.

ساخته‌کننده اسباب‌بازی‌های قدیمی را برای کودکان محلی تعمیر می‌کرد.

being a tinkerer requires patience and creativity.

ساخته‌کننده بودن نیاز به صبر و خلاقیت دارد.

the tinkerer enjoyed experimenting with different materials.

ساخته‌کننده از آزمایش با مواد مختلف لذت می‌برد.

her tinkerer spirit led her to invent a new tool.

روحیه ساخته‌کننده او را به سمت اختراع یک ابزار جدید سوق داد.

the tinkerer built a model airplane from scratch.

ساخته‌کننده یک هواپیمای مدل را از ابتدا ساخت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید