tinned

[ایالات متحده]/tɪnd/
[بریتانیا]/tɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. پوشش داده شده با قلع؛ بسته بندی شده در قوطی
Word Forms
قسمت سوم فعلtinned

عبارات و ترکیب‌ها

tinned tomatoes

گوجه فرنگی کنسروی

tinned fish

ماهی تن

tinned soup

سوپ کنسروی

tinned fruit

میوه کنسروی

tinned beans

حبوبات کنسروی

جملات نمونه

the copper pans are correctly tinned inside.

قابلمه های مسی از داخل به درستی قلع اندود شده اند.

We have a large stock of tinned fruit.

ما موجودی زیادی از میوه های کنسروی داریم.

Tinned fruit usually has a lot of syrup with it.

میوه های کنسروی معمولاً مقدار زیادی شربت دارند.

This brand of tinned beans contains no artificial colouring.

این برند از حبوبات کنسروی حاوی رنگ مصنوعی نیست.

People bought in stocks of tinned goods in anticipation of a famine year.

مردم در انتظار سال قحطی، مواد غذایی کنسروی خریدند.

My granny likes eating tinned peaches.

مادربزرگ من دوست دارد هویج های کنسروی بخورد.

He stocked his shop with tinned goods.

او مغازه خود را با کالاهای کنسروی پر کرد.

Food which has been closed up in tins is called tinned food.

غذاهایی که در قوطی ها بسته شده اند، غذای کنسروی نامیده می شوند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید