titles

[ایالات متحده]/ˈtaɪtlz/
[بریتانیا]/ˈtaɪtlz/

ترجمه

n. سرتیترها یا نام آثار؛ موضوعات؛ زیرعنوان‌ها
v. عنوان‌گذاری می‌کند؛ عنوان می‌دهد (سوم شخص مفرد فعل "عنوان‌گذاری")

عبارات و ترکیب‌ها

job titles

عناوین شغلی

titles only

فقط عناوین

winning titles

عناوین برنده

titles listed

عناوین فهرست شده

titles changed

عناوین تغییر یافته

titles include

عناوین شامل

titles assigned

عناوین تعیین شده

titles matter

عناوین مهم هستند

titles awarded

عناوین اهدایی

titles selected

عناوین انتخاب شده

جملات نمونه

she earned the title of ceo after years of hard work.

او پس از سال‌ها تلاش سخت، عنوان مدیرعامل را به دست آورد.

the newspaper headline boldly announced the team's championship title.

سربرگ روزنامه به طور جسورانه اعلام کرد که تیم قهرمان شده است.

he held the title of professor emeritus at the university.

او عنوان استاد بازنشسته را در دانشگاه داشت.

the book's title intrigued me, so i decided to read it.

عنوان کتاب برای من جذاب بود، بنابراین تصمیم گرفتم آن را بخوانم.

the artist's latest exhibition featured works inspired by the title of a poem.

نمایشگاه جدید هنرمند شامل آثاری بود که از عنوان یک شعر الهام گرفته بودند.

the job title accurately reflected her responsibilities.

عنوان شغلی به طور دقیق مسئولیت‌های او را نشان می‌داد.

the duke held the hereditary title of earl.

دوک عنوان ارثی Earl را در اختیار داشت.

the article discussed the changing titles of nobility throughout history.

مقاله به بررسی تغییرات عناوین اشرافی در طول تاریخ پرداخت.

the film's working title was "project phoenix."

عنوان موقت فیلم "پروژه फिनکس" بود.

the legal title to the property was transferred to the buyer.

مالکیت قانونی ملک به خریدار منتقل شد.

she relinquished her title after a scandal.

او پس از یک رسوایی، عنوان خود را کنار گذاشت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید